توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ١٠٨ - حكمت مخفى بودن زمان عمر
نزديك مىداند بلكه خواهد بود به منزله كسى كه مالش فانى شده باشد، يا نزديك به فنا رسيده باشد، پس پيوسته در غم تنگدستى و در ترس فناى مال است. و بيم تهى شدن كيسه زندگانى بر فرزند آدم زياده از بيم تهى شدن خزانه دينار و در هم است، زيرا كسى كه مالش فانى مىشود، اميد حصول عوض آن را دارد و كسى كه به فناى عمر يقين به هم رسانيد، نااميدى بر او مستحكم مىگردد.
و اگر بداند كه عمرش دراز خواهد بود، اميد بقا به هم مىرساند و در لذّات دنيا و معاصى حق تعالى فرو مىرود به اميد آن كه لذات خود را در مىيابم و در آخر عمر تائب مىشوم. و اين مذهب و طريقه را خدا از بندگان خود نمىپسندد و قبول نمىكند. آيا نمىبينى كه اگر بنده داشته باشى و چنان با تو معامله كند كه يك سال به خشم آورد و يك روز يا يك ماه تو را خشنود گرداند از او اين را قبول نمىكنى؟ و از جمله بندگان شايسته تو نخواهد بود و از او نمىخواهى مگر آن كه در دل داشته باشد اطاعت و خير خواهى تو را در همه امور و در جميع احوال.
اگر گوئى كه گاه هست مردى سالها به معصيت مىگذارند و در آخر توبه مىكند و توبهاش مقبول مىشود.
جواب مىگوئيم كه: اين امرى است كه آدمى را عارض مىشود بنا بر غلبه شهوت و بر نيامدن با نفس و خواهشهاى آن، بىآنكه در نفس خود اين مخالفت را قرار بدهد و بناى امر خدا را بر آن گذارد،