توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ١٨٤ - حكمت وسعت هوا
هيزم آن را نگاه دارند مادام كه محتاج به ابقاى آن باشند پس اگر هميشه مىبايست آتش را به فتيله و روغن و يا به هيزم و پوش نگاهدارند، كار بر مردم دشوار مىشد، و اگر مانند آب و هوا منتشر مىبود عالم را مىسوخت، پس به نحوى تقدير آن فرموده كه به منافع آن منتفع گردند و از مفاسد آن محترز باشند و باز تحصيل آتش را مخصوص انسان گردانيده براى شدت احتياجى كه به آن دارد در معاش خود.
و اما بهايم و ساير حيوانات، پس ايشان را به آتش تمتّعى نيست و در مصالح خود به كار نمىفرمايند و چون حق تعالى چنين مقدّر كرده است لهذا براى آدمى كفها و انگشتان براى تحصيل آتش و استعمال آن عطا كرده است و به ساير حيوانات اينها را نداده و ليكن اعانت كرده است ايشان را به صبر بر مشقتها و سرماها تا به ايشان نرسد از نيافتن آتش آنچه به آدميان مىرسد.
و تو را خبر دهم از منافع آتش به امر صغيرى كه منفعتش عظيم است و آن چراغى است كه مردم مىافروزند و شبها در حوائج خود به كار مىبرند، اگر اين نبود مردم در شبها از باب مردگان قبرها بودند و در شب تار نمىتوانستند كتابت و خيّاطى و نسّاجى كردن و چگونه مىشد حال كسى كه او را دردى عارض شود در وقتى از اوقات شب و محتاج شود به ضمادى، يا سفوفى، يا دوائى ديگر كه به آن استشفا نمايند. و منافع آتش در پختن طعامها و گرم كردن بدنها و خشكانيدن