توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ٥٦ - هيأت هستى و شكلگيرى اجزاء آن
رفيع مانند سقف اين خانه است و زمين وسيع مانند بساطى است كه براى ايشان گستراندهاند و ستارهها [ئى] كه به حسن انتظام بر هم چيدهاند مانند چراغها است كه بر اين طاق مقرنس آويختهاند و جواهر كه در جبال و تلال مخزون است مانند ذخيرهها است كه براى ايشان مهيّا ساختهاند، و هر چيزى را براى مصلحتى قرار داده. و انسان به منزله كسى است كه اين خانه را به او بخشيدهاند و آنچه در آن هست به او واگذاشتهاند، و انواع نباتات را براى او مقرر داشتهاند، و انواع حيوانات را به جهت مصالح او آفريدهاند.
پس اين انتظام امور و اتّساق احوال، دليل واضح است بر آن كه عالم مخلوق است به تقدير و حكمت و نظام و مصلحت و آن كه خالق همه يكى است كه اين اصناف مخلوقات را با يك ديگر الفت داده و بعضى را به بعضى مربوط و محتاج گردانيده- جلّ قدسه، و تعالى جده، و كرم وجهه، و لا إله غيره، تعالى عمّا يقول الجاحدون و جلّ و عظم عمّا ينتحله الملحدون.[١] مترجم گويد: كه «اين دليل كه در آخر كلام امام عليه السّلام به آن اشاره شد، اقوى دلايل توحيد است، زيرا كه چون انتظام اجزاى عالم و ارتباط آنها به يك ديگر و احتياج هر يك به ديگرى معلوم شد، ظاهر شد كه همه لازم يك ديگرند و به برهان ثابت شده است كه متلازمان يا
[١] با جلالت است پاكى و قدسش، و بلند مرتبه است شأنش، و با كرامت است و جهش، و نيست خدائى جز او، و از آنچه منكران مىپندارند برتر و از آنچه ملحدان به او نسبت مىدهند بزرگتر است.