توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ١٣٤ - پوشش حيوانات و حكمت آن
مدركه او را نبود او نيز مانند ساير چهار پايان و بهايم بود، پس خدا را بر اين نعمت عظمى و موهبت كبرى شكر نمايد و عقل را در آنچه به كار او آيد مصروف گرداند با آن كه در جسم بوزينه زيادتى چند هست كه آن را از انسان ممتاز مىگرداند مانند پوزه، دم و موئى كه بدنش را فرا گرفته و با اينها اگر حق تعالى او را عقل انسان و گويائى او مىداد در نوع انسان داخل مىبود، پس فرق ميان او و انسان حقيقت نيست مگر به عقل و ادراك حقايق و نطق فايق.
[پوشش حيوانات و حكمت آن]
نظر كن اى مفضّل! به سوى لطف خداوند كريم نسبت به حيوانات، چگونه بدن آنها را كسوت مو و كرك و پشم پوشانيده كه آنها را از سرماها و آفتها محافظت نمايد و سمهاى شكافته و ناشكافته به آنها داده كه پاهاى آنها نسايد زيرا كه آنها را دستها و انگشتان نيست كه توانند پشم يا پنبه براى خود بريسند و جامه ببافند يا نعل و كفش براى خود بسازند، پس كسوت ايشان را در خلقت ايشان قرار داده كه تا زندهاند از ايشان جدا نمىشوند و محتاج نيستند به نو كردن و تبديل نمودن آنها و چون انسان را دستها و انگشتان و زيركى داده است كه از براى خود جامه و انواع البسه مهيّا گرداند لباس ذاتى در خلقت ايشان نيافريده و در اين اعمال براى او مصلحتهاى بسيار است: