توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ١٤٣ - سبب بر آمدن طيور از تخم
برخاستن مانع گردد، پس هر جزوى از اجزاى خلقت مرغ را مناسب و مشابه امرى گردانيده كه مقدّر شده كه بر اين حالت باشد.
و باز تأمل كن در آن كه مرغى كه پيوسته در هوا پرواز و شنا مىكند، براى مصلحت فرزند به هم رسانيدن بر روى تخم خود يك هفته و بعضى دو هفته و بعضى سه هفته مىنشينند. و تخمها را در زير بال خود مىگيرد تا جوجه بر مىآورد، چون جوجه از تخم بيرون آمد، باد در دهان جوجه مىدهد تا چينهدانش گشاده گردد براى غذا، و غذاى او را تحصيل مىنمايد و در گلوى آن مىريزد كه به آن تربيت مىيابد و زندگانى كند، پس كى تكليف كرده است آنجا نور را كه دانه را بر چيند و در چينهدان خود جمع كند و بعد از آن براى غذاى فرزند خود برگرداند؟ و براى چه متحمّل اين مشقت مىگردد؟ و حال اين كه صاحب رويت و تفكّر نيست و در جوجه خود اميد نفعى كه آدمى در فرزند خود مىدارد از اعانت و عزّت و باقى ماندن نام او در روزگار ندارد، پس معلوم مىشود كه خداوندى كه او را آفريده، در طبع آن ميل به هم رسانيدن و تربيت كردن جوجه قرار داده و آن را مجبول بر اين امور گردانيده بىعلتى كه خود داند و بدون تفكرى كه در عاقبت آن نمايد براى آن كه نسلش باقى ماند و نوعش برطرف نشود و اينها همه از لطف خداوند حكيم است.
نظر كن: به سوى ماكيان كه چگونه مست مىشوند و به هيجان مىآيند براى گرد آورى تخم و جوجه بر آوردن و حال آن كه تخم جمع