توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ٧١ - حواس پنجگانه در انسان و اسرار آفرينش آن
[حواس پنجگانه در انسان و اسرار آفرينش آن]
اكنون نظر كن اى مفضّل به سوى اين حواس كه مخصوص شده است به آنها انسان در خلقت خود و شرف يافته به آنها بر غير خود چگونه ديدهها را در سر او قرار داده است مانند چراغها كه در بالاى مناره برافروزند تا تواند همه اشياء را مطالعه نمايد، و ديده را در اعضاى پائينتر قرار نداده مانند دستها و پاها كه آفتها به آن برسد يا در مباشرت اول اعمال به آن جوارح علتى در آنها حادث شود و در اعضاى وسط بدن قرار نداد مانند شكم و پشت كه دشوار باشد به كار فرمودن آن در ديدن اشياء و چون هيچ موضعى از براى اين حاسّه مناسبتر از سر نبود در آنجا قرار داد كه از همه اعضاء بلندتر است و آن را صومعه گردانيده براى حواس پنجگانه كه محسوسات پنجگانه را درك نمايد و ادراك هيچ يك از محسوسات از او فوت نشود.
پس چشم را آفريد كه رنگها را دريابد. اگر ديده نمىبود كه رنگها را احساس نمايد، خلق رنگها بىفايده بود.
و سمع را از براى ادراك صداها آفريده. اگر صدا مىبود و گوش نمىبود كه بشنود، آفريدن صدا بىنفع بود.
و هم چنين است ساير حواس. اگر محسوسات مىبودند و حواس نبودند، خلق آنها بىفايده بود و از آن جانب نيز چنين است.
و اگر ديده مىبود و صاحب رنگ كه ديده مىشود نمىبود، ديده را فايده نبود.
و اگر گوش مىبود و شنيدنى نمىبود، گوش بىفايده بود.