توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ١٠٠ - مراتب قوه عمليه
كردهاند،[١] و بعضى روايات نيز ايمائى به اين دارد. و جمعى تأييد به روح القدس را نيز به اين معنى تأويل كردهاند و اين مرتبه مخصوص انبياء و اوصياء- صلوات اللَّه عليهم اجمعين- است.
[مراتب قوه عمليه]
و قوه عمليه نيز به چهار مرتبه منقسم مىگردد:
اول: آن است كه ظاهر خود را به متابعت شريعت حقه و آداب و سنن مصطفويّه از نماز و روزه و غير اينها پاكيزه گرداند.
دوم: آن كه باطن خود را از اخلاق رديّه و ملكات دنيّه طاهر سازد.
سوم: آن كه نفس را به علوم حقّه و حكم حقيقيه مزيّن گرداند.
چهارم: آن كه از مرادات و ارادات خود خالى شود و به غير قرب جناب مقدس الهى و تحصيل رضاى اوامرى منظور او نباشد و ارادات خود را تابع ارادت حق جلّ و علا كرده باشد و دامن از دنياى دنى برچيده باشد و به ملاء اعلى متعلّق شده باشد كما قال اللَّه تعالى: «وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ»[٢] و قال جل شأنه:
«و كنت سمعه الّذى يسمع به، و بصره الّذى يبصر به، و لسانه الذى ينطق به، و يده التى يبطش بها»
[٣]. و اين مرتبه نيز مخصوص به ائمه طاهرين عليهم السّلام است و بعضى
[١] شيخ الرئيس عقل هيولانى را مانند« مشكات» و عقل بالملكه را چون« زجاجه» و عقل بالفعل را« مصباح» و عقل بالمستفاد را« نُورٌ عَلى نُورٍ»، نيروى حدس و ظفر يافتن به مطالب بدون حد وسط را« زيت» تفسير كرده است.
[٢] سوره تكوير، آيه ٢٩.
[٣] اين قسمتى از حديث قرب نوافل است.
اصول كافى، ج ٢، ص ٢٦٣- ٢٦٢، باب من اذى المسلمين و احتقرهم، ص ٨- ٧.