توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ٨٢ - وصف قلب
[وصف قلب]
اى مفضّل! اكنون وصف مىكنم براى تو احوال دل را: كه سوراخ چند در آن هست مقابل سوراخ چند كه در شش هست كه باد زن دل است. اگر اينها مقابل يك ديگر نمىافتاد، هر آينه نسيم نفس به دل نمىرسيد و آدمى هلاك مىشد.
آيا تجويز مىكند صاحب فكر و انديشه كه اين قسم امور بدون تدبير مدبّر حكيم به عمل آيد؟ آيا عقل خود هيچ مانعى از اين سخن باطل نمىيابد.
اگر ببينى يكتاى دو در را كه در آن قلّابى باشد آيا احتمال مىدهى كه اين را عبث ساخته باشند؟ بلكه جزم مىكنى كه صانعى كه اين را ساخته است يكتاى ديگر ساخته و قلّاب را براى آن ساخته كه با تاى ديگر جفت شود. هم چنين حيوان نر گويا يكتاست كه عقل حكم مىكند كه براى او جفتى ساختهاند كه با او ضم شود و آلت در آلت ديگرى داخل شود براى مصلحت توالد و تناسل.
پس هلاك و نااميدى و عذاب براى آنها باد كه دعوى فلسفه و حكمت مىكنند چگونه كور شدهاند از صنعتى تا آن كه انكار صانع و مدبّر او نمودهاند؟
آيا نمىدانند كه اگر آلت مرد هميشه سست و آويخته مىبود چگونه به قعر رحم مىرسيد كه نطفه را در آنجا بريزد؟ و اگر پيوسته ايستاده مىبود چگونه آدمى در ميان رختخواب مىگرديد، يا ميان