توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ١١٤ - اهميت آب و نان و فراوانى آب
خوردن و وضو ساختن و غسل كردن و شستن جامهها و آب دادن چهار پايان و زراعتها، لذا آب را فراوان گردانيده كه نبايد خريد تا آن كه آدمى را در تحصيل آن كلفتى و مشقتى نبوده باشد، و نان را چنان مقرّر فرموده كه به چاره و حركت تحصيل آن بايد كرد تا آدمى را آن شغل از طغيان و ارتكاب به امور باطله باز دارد، نمىبينى كه كودكى را كه هنوز به حد فهم و ادراك و تعلّم نرسيده به معلّم مىدهند كه از بازى و ارتكاب امورى چند كه موجب فساد خود و اهل او مىشود باز دارد؟
و هم چنين آدمى كه اگر از شغل خالى باشد هر آينه از اندازه خود بيرون رود و مرتكب امرى چند گردد كه ضررش بر نفس او و ديگران عظيم باشد.
عبرت بگير براى اين از حال كسى كه در رفاهيت و كفايت و نعمت و فراغ بال و حسن حال نشو و نما كرده باشد چگونه است حال او در طغيان و فساد؟ عبرت بگير كه چرا شبيه نيست احدى از مردم به ديگرى چنانچه وحشيان و مرغان و غير اينها به يك ديگر شبيهاند چنانچه- گله از آهو و اسفر و دراكه همه به يك ديگر شبيهاند چنانچه فرق ميان هر يك از ايشان و ديگرى نمىتوان گذاشت و بنى آدم را نمىبينى كه صورتها و خلقتهاى ايشان مختلف است كه دو تاى ايشان بر يك صفت نيستند، و علّت و حكمتش آن است كه مردم محتاجند كه يك ديگر را به حالها و صفتها بشناسند براى معاملاتى كه در ميان ايشان جارى مىشود و در ميان بهايم و مرغان اينها نمىباشد كه يك ديگر را بشناسند، نمىبينى كه مشابهت طيور و