توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ١٥٤ - خلقت ماهى و حكمت در بسيارى نسل آن
رسيد. و از دهانش به سوى گوشهايش منفذها هست و دهان را از آب پر مىكند و از گوشهايش بيرون مىكند و به اين راحت مىيابد چنانچه حيوانات ديگر در نفس كشيدن به نسيم راحت مىيابند.
اكنون تفكّر كن در بسيارى نسل ماهى، چنانچه در جوف هر ماهى تخمهاى بسيار مىبينى كه از بسيارى احصا نمىتوان كرد و علّت اين كثرت آن است كه اكثر اصناف حيوان غذاى آنها ماهى هست، حتى درندگان كه در نيستانها مىباشند و در كنار آب مىايستند و در كمين ماهى مىباشند كه چون پيدا شوند به ربايند، و چون آدميان و درندگان و مرغان همه ماهى مىخورند و ماهى نيز ماهى مىخورد، تدبير ملك قدير مقتضى آن بود كه با اين كثرت آن را بيافريند، اگر خواهى وسعت حكمت خالق عالميان و كوتاهى علم آدميان را بدانى نظر كن به سوى آنچه در درياها از انواع ماهيان و حيوانات آبى و صدفها و اصناف مخلوقات آفريده كه عدد آنها را كسى احصا نمىتواند كرد و نمىتوان دانست منافع آنها را مگر نادرى از مردم كه به مرور ازمنه و حدوث اسباب بر آن اطلاع به هم رسانده. مانند قرمز كه مردم رنگ كردن به آن را از آن يافتند كه سگى در كنار دريا مىگرديد و از اين كرم خورد و دهانش رنگين شد به خون آن، و چون مردم دهان آن سگ را مشاهده نمودند، آن رنگ را پسنديدند و به اين رنگ پى بردند. و اشباه آن بسيار است كه مردم گاه گاه بر آن واقف مىگردند و به مصالح آن پى مىبرند.