توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ١٢٧ - لطف در خلق سگ و مهربانى او بر صاحبش
بر مىآمد؟ و اگر با يك ديگر اتفاق مىكردند و معاونت يك ديگر مىنمودند هر آينه سزاوار بود كه ايشان را مستأصل گردانند و كى مىتوانست مقاومت و مدافعت نمايد با شيران و پلنگان و گرگان و خرسان اگر همه با يك ديگر در دفع بنى آدم اتفاق مىنمودند و در قلع و قمع ايشان مظاهرت يك ديگر مىكردند.
[لطف هراس درندگان از انسان]
نمىبينى كه مدبّر حكيم و خالق عليم چگونه آنها را از اين امور ممنوع گردانيده و به جاى آن كه آدميان از آنها ترسند، آنها را از آدميان گريزان و هراسان ساخته كه از مساكن فرزندان آدم دورى مىجويند و از منازل ايشان كناره مىگيرند و از بيم ايشان براى طلب روزى خود شب بيرون مىآيند و روز پنهان مىشوند و به آن صولت و قوّتى كه دارند بىآنكه از آدمى به ايشان ضررى رسيده باشد ترسان و متوحشند از ايشان، و اگر نه آن بود كه حق تعالى آنها را عديم العقل و نادان از بنى آدم ترسان آفريده، هر آينه در ميان خانههاى آدميان بر روى ايشان بر مىجستند و كار بر ايشان تنگ مىكردند.
[لطف در خلق سگ و مهربانى او بر صاحبش]
و در ميان اين درندگان سگ را بر صاحبش مهربان گردانيده كه حمايت او نمايد و در محافظت او نهايت سعى مبذول دارد، پس در