توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ١٦٥ - حكمت در ثوابت و سيارات
[حكمت در ثوابت و سيارات]
و اگر گويند كه: چرا بعضى از ستارگان ثابتاند و بعضى متغير؟
جواب مىگوئيم كه: اگر همه بر يك نسق مىبودند و اختلاف در اوضاع آنها نسبت به يك ديگر نمىبود، هر آينه دلالتى كه اوضاع نجوم مىكند بر حوادث آينده و يكى از اسباب علوم انبياء و اوصياء- عليهم السّلام- است، برطرف مىشد و چنانچه استدلال منجّمان به انتقال آفتاب و ماه و ستارگان در بروج و منازل و اختلاف اوضاع ايشان نسبت به يك ديگر از مقابله و مقارنه و تثليث و تربيع و تسديس بر امورى كه در عالم بعد از اين حادث شود، و اگر همه منتقل مىبودند و به حركات سريعه حركت مىكردند براى سير سيّارات منازل و بروج معلوم به هم نمىرسيد و نامها و علامتهاى بروج برطرف مىشد، زيرا كه انتقال سيّارات را به محاذات صورى كه از ثوابت انتزاع كردهاند مىتوان دانست، مانند مسافرى كه از منزلى به منزلى رود و از شهرى به شهرى منتقل گردد. و اگر همه ستارگان با هم حركت مىكردند يا حركات همه سريع مىبود اين معنى به عمل نمىآمد و مصالحى كه در اين انتقادات منظور است فوت مىشد و در آن وقت كسى مىتوانست گفت كه چون حركات همه بر يك نسق است، بسا باشد كه مستند به طبيعت عديم الشعور باشد.
پس اختلاف اين حركات با اتساق و انتظام و موافق حكم و مصالح دليل است بر آن كه به اهمال و اتّفاق نيست بلكه به تقدير قادر خلّاق است.