توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ٨٩ - شهوتها و لطف در خلقت آنها
آينه در بسيارى از اوقات كسالت و سستى مىورزيد از خوردن غذا تا بدنش به تحليل مىرفت و هلاك مىشد، چنانچه گاهى آدمى محتاج مىشود به دوائى براى اصلاح بدن خود و مدافعه مىنمايد تا منجر شود به امراض مهلكه و مرگ.
و هم چنين اگر خواب رفتن به آن بود كه مىدانست كه بدن و قواى آن براى استراحت به آن محتاجاند، هر آينه ممكن بود كه از روى تثاقل يا حرص در اعمال مدافعه نمايد تا بدنش بكاهد.
و اگر حركت جماع براى محض هم رسانيدن فرزند بود، بعيد نبود كه سستى ورزد و نكند تا نسل كم شود يا منقطع گردد زيرا كه هستند بعضى مردم كه رغبت به فرزند و اعتنائى به شأن آن ندارند.
پس نظر كن كه مدبّر عليم براى هر يك از اين افعال كه صلاح و قوام بدن به آنهاست محرّكى از نفس طبيعت براى آن مقرر گردانيده كه آن را بر آن تحريص نمايد و به فعل آن مضطر گرداند.
بدان كه در آدمى چهار قوه است:
اول: «جاذبه» كه قبول غذا مىكند و وارد معده مىگرداند.
دوم: «ماسكه» كه طعام را نگاه دارد در معده و غير آن تا طبيعت فعل خود را در آن به عمل آورد.
سوم: «هاضمه» كه غذا را در معده طبخ مىدهد. و خالص آن را جدا مىكند و در جميع بدن پهن مىكند.
چهارم: «دافعه» كه دفع مىكند آنچه از ثقل غذا مىماند بعد از اخذ هاضمه خالص آن را به قدر حاجت منحدر مىسازد.