توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ٥٧ - خلقت انسان و تكون جنين در رحم
مىبايد احدهما علّت ديگرى باشند، يا هر دو معلول يك علت باشند. و چون اجزاى عالم همه ممكنند و به علت محتاجند بايد كه همه به يك علت منتهى شوند.
و ايضا عقل به وجدان خود حكم مىكند كه علت يك نظام شخصى، يك كس مىباشد و اگر در خانه دو كدخدا باشد، احوال خانه مختل مىشود،[١] چه جاى اين عالم كبير.
و ايضا عالم كبير نظير عالم صغير است كه انسان باشد و هر چه در عالم كبير است، در عالم صغير نظير آن هست، و چنانچه عالم بديهة حكم مىكند كه در بدن انسان دو نفس مدبّر نمىتواند بود، هم چنين حكم مىكند كه در اين عالم دو مدبّر نمىتواند بود و در تطبيق اجزاى عالم صغير بر عالم كبير كتابها نوشته شده، و اين ترجمه گنجايش ذكر آنها را ندارد.
[خلقت انسان و تكوّن جنين در رحم]
پس امام عليه السّلام فرمود كه: ابتدا مىكنم اى مفضّل به ياد كردن خلقت انسان پس عبرتگير از آن.
اول عبرتها تدبيرى است كه حق تعالى در جنين مىفرمايد: در رحم در حالى كه او محجوب است در سه ظلمت:
تاريكى شكم، تاريكى رحم، و تاريكى بچهدان در هنگامى كه او را چاره نيست در طلب غذائى و نه در دفع اذيتى و بلائى، و نه در جلب
[١] اشاره است به آيه شريفه:« لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا». سوره انبياء، آيه ٢٢.