توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ٥٥ - هيأت هستى و شكلگيرى اجزاء آن
[بيوگرافى مانى]
مترجم گويد: كه «مانى ملعون در زمان شاپور بن اردشير به هم رسيد، و دينى احداث كرد ميان مذاهب گبران و ترسايان كه نه اين بود و نه آن، و به پيغمبرى حضرت مسيح عليه السّلام قائل نبود[١]، و به نبوت [حضرت] موسى عليه السّلام قائل نبود و مىگفت: عالم مركب است از دو اصل قديم يكى نور و ديگرى ظلمت و هر خير و خوبى كه در عالم هست از نور مىدانست و هر شر و بدى را به ظلمت نسبت مىداد و مىگفت درندگان و موذيات و عقارب و حيّات را ظلمت آفريده، به سبب آن كه حكمت خلق را نمىدانست و گمان مىكرد كه خلق اينها عبث است و در اينها منفعتى نيست و حكيم نمىبايد اينها را خلق كند. و در كلام معجز نظام امام عليه السّلام بطلان اين قول ظاهر خواهد شد.»
[هيأت هستى و شكلگيرى اجزاء آن]
پس حضرت فرمود كه: اى مفضل! اول عبرتها و دليلها بر صانع عالم تعالى شأنه، تهيّه و نظام اين عالم است و تأليف اجزاء آن و نسق آن بر وجه كمال زيرا كه اگر تأمل كنى در عالم به فكر خود و تميز كنى به عقل خود، خواهى يافت اين عالم را مانند سرائى كه بنا كردهاند و هر چه بندگان خدا را به آن احتياج است مهيّا كردهاند، پس آسمان
[١] در ملل و نحل، ج ١، ص ٢٢٤ گويد: مانى به نبوت عيسى( ع) معتقد بود و نبوت موسى( ع) را انكار مىكرد.