توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ٤٩ - اعتراض مفضل بر ابن ابى العوجاء
تو را آفريده است. در نيكوترين تركيبى و صورت بخشيده است تو را به تمامترين صورتى و تو را در احوال مختلفه گردانيده است تا به اين حد رسانيده. اگر تفكّر نمائى در نفس خود و رجوع نمائى به حس خود، هر آينه خواهى يافت كه دلايل پروردگارى و آثار صنعت بارى تعالى شأنه در تو قائم است و شواهد وجود و قدرت و براهين علم و حكمتش در تو واضح و لايح است.» ابن ابى العوجاء گفت: اى مرد! اگر تو از متكلّمانى با تو به آن طور سخن بگويم، اگر بر ما حجتى تمام كنى ما پيروى تو بكنيم. و اگر از ايشان نيستى با تو سخن گفتن سودى ندارد، و اگر از اصحاب جعفر بن محمّد صادقى او خود با ما چنين مخاطبه نمىكند و به اين نوع دليل با ما مجادله نمىكند، و از سخنان ما زياده از آن چه تو شنيدى مكرر شنيده است و دشنام نداده در خطاب ما و او از اندازه سخن به در نرفته و در جواب ما! و او صاحب حلم و رزانت و خداوند عقل و متانت است. او را طيش و سفاهت و غضب از جا به در نمىآورد گوش مىدهد سخنان ما را و مىشنود حجتهاى ما را تا آن كه ما آنچه در خاطر داريم مىگوئيم و گمان مىكنيم كه حجت خود را بر او تمام كرديم، آنگاه باطل مىكند حجتهاى ما را به اندك سخنى و حجت بر ما تمام مىكند به مختصرترين كلامى، و نمىتوانيم سخنان معجز نشان او در مقام جواب برآئيم، اگر تو از اصحاب اوئى به طور شايسته او با ما سخن بگو.»