توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ٢٢٢ - اشكال ديگر
است. و فلاسفه و مدّعيان حكمت عالم را چنين نام كردهاند براى حسن تقدير و ثواب انتظامى كه در آن مشاهده كردهاند، پس راضى نشدند به آن كه تقدير و نظام نام كنند تا آن كه او را زينت ناميدند تا خبر دهند كه با اتقان و احكامى كه دارد در غايت حسن و بها و زينت است.
تعجب كن اى مفضّل از گروهى كه حكم نمىكنند بر صناعت طب و به خطا با آن كه مىبينند كه طبيبان خطاى بسيار مىكنند و حكم مىكنند بر عالم به اهمال با آن كه هيچ چيز آن را مهمل نمىيابند! بلكه تعجّب كن از اخلاق گروهى كه دعوى حكمت مىكنند و چون وجه صواب در امرى از امور عالم بر ايشان مخفى ماند زيان مىگشايند به مذمت خالق حكيم! و عجب است از «مانى» مخذول كه دعوى اسرار مىكند و چون بعضى از شواهد حكمت در خلق اشياء بر او مخفى مانده نسبت داده است خلق را به خطا و خالق را به جهل تبارك اللَّه الحكيم الكريم و سبحان اللَّه العلى العظيم.
و از همه عجبتر، ملاحده معطلهاند كه مىخواهند به حسّ ادراك كنند چيزى را كه به عقل در نمىآيد و چون حق تعالى را به حواس ادراك نمىتوان كرد انكار مىكنند و مىگويند كه آن چه را به حواس ظاهر ادراك نكنيم اقرار به وجودش نكنيم و چون گويند به ايشان كه خدا به عقل مدرك نمىشود، مىگويند كه: چون مىتواند بود كه چيزى به عقل مدرك نگردد؟