توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ٢١١ - اشكالهايى بر تدبير آفرينش و پاسخ آنها
خاطر ايشان نمىرسد كه ضعيف را رحم كنند، يا فقيرى را دستگيرى نمايند، يا اگر مبتلائى را بينند بر او رقّت كنند، يا نسبت به بيچاره مهربانى اظهار نمايند، يا تعطّفى براى مكروهى به عمل آورند و چون مكروهى ايشان را گزيد و شدّت مصيبتى يا دردى را يافتند پند پذير مىگردند، و بسيارى از آنها را كه جاهل و غافل بودند مىفهمند و از كثرت معاصى و فسادها كه كه مرتكب بودند تائب و منزجر مىگردند.
و گروهى كه موذيات را در عالم نمىپسندند، مانند كودكانند كه مذمّت مىنمايند دواهاى تلخ ناگوار را و به خشم مىآيند از منع كردن ايشان از اطعمه لذيذ كه ضرر مىرساند به ايشان، و كسب آداب و علوم و صنعتها را دشمن مىدارند، و دوست مىدارند كه پيوسته احوال خود را به لهو و لعب و بطالت بگذرانند و هر طعام و شرابى كه خواهند بخورند و بياشامند و نمىيابند كه به بطالت نشو و نما كردن چه ضررها به دين و دنيا مىرساند، و اطعمه و اشربه لذيذه ضاره چه دردها در ابدان ايشان احداث مىنمايد، و نمىفهمند كه در تحصيل آداب حسنه و عواقب حميده منظور است، و در آشاميدن دواهاى تلخ منافع پسنديده مىشود، بسا المها كه راحتها در عقب دارد، و بسا تلخىها كه شيرينىها بار مىآورد.
[اشكالهايى بر تدبير آفرينش و پاسخ آنها]
اگر كسى گويد كه: چرا آدميان را همه معصوم نيافريدند كه قادر بر