توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ٢٠٤ - ملهم شدن حيوان عديم العقل به مداواى خود
[ملهم شدن حيوان عديم العقل به مداواى خود]
و اگر تعليم كنيم كه انسان به عقل و تجربه به اين خواص متفطّن تواند شد، حيوانات و چهارپايان چگونه متفطّن مىشوند بدون الهام خالق اينها، چنانچه بعضى از درندگان مداوا مىكنند جراحت خود را به بعضى از عقاقير و صحّت مىيابند. و بعضى از طيور اگر قبضى در طبعشان به هم رسد به آب دريا حقنه مىكنند و باعث اطلاقشان مىشود، و امثال اين بسيار است.
و شايد شك كنى منفعت اين گياه فراوان كه در دشت و هامان مىرويد در مكانى چند كه انسى و انيسى به هم نمىرسيد و گمان كنى كه زيادتى است و احتياجى به آن نيست، و نه چنين است بلكه غذاهاى وحشيان است و دانههايش علف پرندگان است و چوب و شاخش هيزم مسافران و شهريان است و بسيارى از آنها دواى امراض ابدان است. و بعضى پوستها را دبّاغى مىكنند و به بعضى متاعها را رنگ مىكنند و اشباه اينها از مصلحتها بسيار است مگر نمىدانى كه خسيستر و بىقدرتر از گياهها پيزر است و مانند آن و در آن انواع منفعتها است مثل آن كه كاغذ از ايشان مىسازند، و پادشاهان و رعايا به آن محتاجند و حصير از آن مىسازند كه هر صنف از مردم آن را به كار مىفرمايند. و غلافها را براى محافظت ظروف آبگينه و غير آن مىسازند و ظروف كه در صندوقها گذارند در ميانش پر مىكنند كه نشكند و اشباه اين از منافع در آن بسيار است.