توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ١٩ - مقدمه آيت الله شوشترى(ره)
آينده هر چهار نفر نزد خانه خدا جمع شدند كه هر يك بنا بود باطل كردن ربع قرآن را بياورد ولى اولى آنها ابن ابى العوجاء گفت: اما من از پارسال تا الآن تمام فكرم در اين آيه بود در مورد برادران يوسف كه وقتى كه يوسف در مصر به آن تدبير، برادر ابوينى خود يعنى «بنيامين» را از ايشان گرفت تمام همّ خود را صرف چاره كردن نمودند و آيه اين است. «فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِيًّا».[١] گفت: هر چه فكر كردم كه مانند آن بياورم كه داراى آن فصاحت و جمع معانى باشد نتوانستم و فكر در اين يك آيه نگذاشته مرا فكر براى آيه ديگر بنمايم! دومى ايشان عبد الملك گفت: من هم از وقتى كه پارسال از نزد شما رفتهام همه فكرم در اين يك آيه بوده كه مىگويد: اى مردم! مثلى براى شما زده گوش دهيد اينها را كه شريك خدا قرار مىدهيد، اگر همه جمع شوند كه يك مگس بيافرينند نمىتوانند! و آن آيه اين است.
«يا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ».[٢] هر چه فكر مىكنم مىبينم نمىتوانم مثل اين آيه درست كنم.
سومى ايشان ابو شاكر ديصانى گفت من هم از وقتى كه از نزد شما
[١] سوره يوسف، آيه ٨٠.
[٢] سوره حج، آيه ٧٣.