توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ١٧١ - تصادف، نه
[تصادف، نه]
پس حضرت فرمود كه: اگر كسى بگويد گاه باشد به اتفاق چنين شده باشد چه گوئيم؟
مىگوئيم كه: اگر اين شخص دولابى را ببيند كه مىگردد و باغى را كه مشتمل باشد بر اشجار و نباتات آب دهد و آلات و ادوات دولاب همه بر قانون حكمت و مطابق مصلحت باغ ساخته شده باشد، آيا احتمال مىدهد كه دولاب بىصانعى و مدبّرى به هم رسيده باشد؟ و اگر او جرأت بر چنين قولى كند، مردم در حق او چه خواهند گفت؟
هر گاه عقل، در دولابى كه از تخته چند ساختهاند و به اندك حيله براى مصلحت قطعه از زمين پرداختهاند باور نكند كه بىصانعى و مقدّر دانائى به عمل آمده باشد، چگونه تجويز اين احتمال خواهد نمود و در اين دولاب اعظم كه مخلوق شده است به حكمتى چند كه اذهان بشر قاصر است از ادراك عشرى از اعشار آن از براى مصلحت جميع زمين و آنچه بر روى آن است كه گويد بىصنعت و تقدير عليم حكيم قدير به وجود آمده.
و اگر در اين افلاك عظيمه خللى و رخنه پيدا شود كه محتاج به مرمّت و اصلاح باشند، چنانچه آلاتى كه مردم براى اعمال خود مىسازند گاهى محتاج به مرمّت مىشوند، كى چاره اين مىتوانست كرد و كدام صانع از عهده اين بر مىآيد؟