توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ١٦٣ - تابش ماه و برخى فوايد آن
استراحت حيوانات و سردى هوا براى صلاح ايشان و نباتات باز مصلحت در آن نبود كه هميشه در نهايت ظلمت باشد كه هيچ روشنى در آن نباشد و هيچ عمل از اعمال در آن متمشّى نگردد، زيرا كه بسيار است كه مردم محتاج مىشوند كه در شب كار كنند براى تنگى وقت بر ايشان به جهت اتمام اعمال در روز، يا براى شدّت گرمى هوا در روز پس شب از جهت نور ماه بسيارى از اعمال را به عمل مىآورند مانند شخم كردن زمين و خشت ماليدن در شب و چوب بريدن و اشباه اين اعمال، پس مدبّر ليل و نهار و خالق ظلمت و انوار نور ماه را ياورى گردانيده است براى مردم در معاش ايشان در هنگامى كه محتاج به آن گردند و انسى گردانيد براى مسافران كه در شبها حركت كنند.
و باز چنان مقرر گردانيده كه در بعضى از شبها در تمام شب باشد و در بعضى مطلقا نباشد و نورش را كمتر از نور آفتاب گردانيده كه اگر مانند آفتاب مىبود منفعت شب بر طرف مىشد و مردم مانند روز در معاش خود به حركت خواهند بود و سكون و راحت بر ايشان حرام مىشد و موجب هلاك ايشان مىگرديد. و در تغيير احوال ماه كه گاه بدر است و گاه هلال و گاه در بوته محاق و گاه در عقده خسوف و وبال و در حينى زايد و در زمانى ناقص، تنبيهى است بندگان را بر قدرت خداوندى كه خالق و مقدر وى است و بر وفق مصالح عباد به هر نحو كه مىخواهد او را مىگرداند.