توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ١٦١ - حكمت فصول چهارگانه سال
و عقرب و قوس و جدى و دلو و حوت و تدبير صانع قدير در آن، به درستى كه به اين دور تمام مىشود سال و به عمل مىآيد فصول چهارگانه، يعنى بهار و تابستان و پائيز و زمستان و در اين مقدار از حركت آفتاب غلّهها و ميوهها مىرسد و كارشان تمام مىشود و باز در سال ديگر نشو و نما از سر مىگيرند. نمىبينى كه سال شمسى مقدارش حركت آفتاب است از اول حمل تا اول حمل؟ و به اين سال و امثال آن پيمايند زمانها را از زمانى كه حق تعالى عالم را آفريده تا هر عصر و زمانى كه خواهد. و به اينها حساب مىكنند مردم عمرهاى خود را و وقتهاى قرضها و اجارات و معاملات و ساير امور خود را و به يك دوره آفتاب، يك سال تمام مىشود و به اين حساب مضبوط مىگردد.
نظر كن در چگونگى تابيدن آفتاب كه به چه نحو تدبير كرده است حكيم وهّاب، به درستى كه اگر در يك موضع آسمان ايستاده بود و تجاوز از آن نمىنمود هر آينه بسيارى از جهات از نور آن بهرهور نمىگرديدند و كوهها و ديوارها و سقفها مانع مىگرديد تابش آن را و چون مىخواست فيضش عام و نفعش تمام باشد چنان مقدّر ساخته كه در اول روز از مشرق بر آيد و بر آنچه مقابل آن است از جهت مغرب بتابد و پيوسته حركت كند و بگردد به جاهاى مختلف الاوضاع از نور خود بهره رساند تا به مغرب منتهى گردد و به جانب مشرق كه در اول روز نتابيده بتابد، پس هيچ موضعى از مواضع نمىماند كه بهره خود را