توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ١٤ - مقدمه آيت الله شوشترى(ره)
ديصانى[١] و عبد الملك بصرى و جمعى ديگر پيدا شده بودند كه ايشان را به آنچه فرموده منكوب سازد) نيست كه البته اگر از كسانى نباشد كه خدا در باره آنها فرمود:
(وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتى وَ حَشَرْنا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا.[٢] يعنى: (اشخاصى هستند كه نفوس خبيثه دارند كه اگر ملائكه از آسمان بر ايشان نازل گردد، و مردگان از قبرها بيرون آمده با ايشان سخن گويند، و هر چه هست به زبان آمده و به ايشان بگويند كه ايمان به صانع عالم بياوريد حاضر نيستند ايمان بياورند).
خواه ناخواه با ديدن و خواندن اين كتاب اعتراف به وجود صانع حكيم قادر لطيف عليم خبيرى خواهد نمود و گذشته از آن كه آن حضرت به مفضل تعليم نمود كه با مطالب اين كتاب آن دهرىها را مفحم و مجاب نمايد خودش در چند مجلس ايشان را منكوب فرمود. و نيز فرمايشات ديگر داشته كه ثابت مىكند به اهل عالم غير از وجود صانع حقانيت اصل اسلام و از فرق آن اماميه شيعه اثنى عشريه را كه چون مطالبى فرموده كه محال است غير از كسى كه با مبدأ اتصال داشته باشد آن مطالب را بگويد.
[١] قاضى عبد الجبار در كتاب المغنى، ج ٥ ص ٥٩ او را از رؤساى ثنويه قلمداد كرده و ابن نديم در فهرست، ص ٣٣٨ او را از مانويه برشمرده است.
[٢] سوره انعام، آيه ١١١.