توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ١٣٠ - فيل و اعضاى آن
پس پشت چهار پايان را مسطّح گردانيده كه بر رو افتاده باشند و بر چهار پا بايستند تا به آسانى سوار توان شد، و فرج ماده را از پس پشتش ظاهر گردانيده كه نر به آسانى با او مجامعت تواند كرد و اگر در پائين شكمش مىبود مانند فرج زنان هر آينه نر نمىتوانست با او مجامعت نمايد زيرا كه نمىتواند كه آن را به روش انسان بر پشت بخواباند و با آن مجامعت نمايد.
[فيل و اعضاى آن]
تأمل كن در خرطوم فيل و لطف و تدبيرى كه در آن به كار رفته زيرا كه به منزله دست آن است در بر گرفتن علف و آب و ريختن، آنها در شكم خود، و اگر خرطوم نبود نمىتوانست چيزى را از زمين برگيرد زيرا كه گردنى ندارد كه دراز كند مانند ساير چهار پايان، چون چنان گردنى نداشت او را اعانت كرده به اين خرطوم دراز كه به آن بلند كند و آنچه خواهد بردارد، پس كى به عوض آن عضو اين عضو را به او كرامت فرموده به غير آن كسى كه به لطف خود آن را آفريده است و چنين حكمتى چگونه بر سبيل اتفاق واقع مىتواند شد، چنانچه ملحدان مىگويند.
اگر كسى گويد كه چرا او را مانند ساير چهار پايان گردنى در خور جثّه آن نداده؟ جواب گوئيم كه: سر فيل و گوشهاى آن امرى است عظيم و بارى است گران، اگر اين بار را بر گردنى حمل مىكردند هر