توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ١٢٨ - حكمت در خلقت روى دواب
شب تار بر بام و ديوار بر مىآيد براى پاسبانى خانه صاحبش و دفع كردن دزدان از او. و در محبّت صاحبش به مرتبه مىرسد كه جان خود را وقايه جان و مال و حيوانات او مىگرداند و نهايت الفت با او به هم مىرساند به حدّى كه هر چند گرسنگى و جفا و تعب كشد از او جدا نمىشود، پس كى سگ را صاحب اين خصلتها گردانيده كه پاسبان صاحبش باشد به غير آن خداوندى كه در اصل خلقت آلات اين كار به او عطا نموده از نيشهاى برنده و چنگالهاى درنده و صداى بلند وحشت آورنده كه دزدان از آن ترسند و پيرامون موضعى كه در آنجاست نگردند.
[حكمت در خلقت روى دواب]
اى مفضّل! تأمل كن در روى چهار پايان و حكمتها كه حق تعالى به كار برده در آن. ديدههاى آنها را پيش رو قرار داده كه برابر رو و پيش پاى خود را ببيند، تا به ديوارى بر نخورد و به چاهى نيفتد، و شقّ دهانش را از زير قرار داده زيرا كه اگر به روش آدميان دهانشان در ميان رو و بالاى ذقن مىبود هر آينه نمىتوانستند كه چيزى به دهان از زمين برگيرند چنانچه آدمى را دشوار است كه به دهان چيزى از زمين تناول نمايد، پس براى تشريف و تكريم و امتياز ايشان از ساير حيوانات كفها و انگشتان براى ايشان آفريده كه طعام را به دست برگيرند و تناول نمايند و چون صلاح آنها در آن نبود كه چنان دستها