در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٩٣ - آياتى كه بيانگر نفى ديدن با چشم است
علاوه بر اين كه اجماع در اين جا- برفرض قبول آن- چه مركّب باشد و چه بسيط، نمىتواند دليل باشد و چه بسا فخر رازى نيز به اين امر آگاه باشد، خدا از ما و او درگذرد.
وجه سوّم: كلمه «ابصار» جمع است و در آيه بر سرآن «الف و لام» آمده است وجمعى كه داراى الف و لام باشد، بيانگر استغراق و فراگيرى است؛ بنابراين لَاتُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ به اين معناست كه همه چشمها او را نمىبينند؛ يعنى امكان ديدن را از مجموع ابصار، با توجّه به مجموع بودن آنها سلب مى كند و سلب ديدن از مجموع ابصار، بيانگر ثبوت ديدن براى برخى از آنهاست؛ مثلًا وقتى مىگوييم: همه مردم زيد را زدند، به اين معناست كه بعضى از آنان او را زدند، به همين ترتيب لَاتُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ به اين معناست كه همه ابصار او را نمىيابند، امّا ضرورتاً برخى از آنها او را مىيابند.
در پاسخ مىگوييم: نفى در اين آيه بيانگر عموم سلب است، نه سلبِ عموم؛ زيرا آنچه از اطلاق آيه و امثال آن در زبان عربى به ذهن تبادر مىكند، عمومِ سلب است. آيه: لَاتُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ مانند آن است كه بگوييم: «لا تشتبه عليه الاصوات واللغات؛ صداها و زبانها بر او مشتبه نمىگردد»، «و لا تغشاه الظلمات والسنات؛ تاريكى و خواب، او را فرا نمىگيرد»، «ولا يبرمه الملحون عليه بالحاجات والطلبات؛ پافشارى مردم در خواستهها و نيازهايشان، او راخسته و ملول نمىكند» و نمونههاى بى شمار ديگر كه نفى در آن،