در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٠٤ - آياتى كه بيانگر نفى ديدن با چشم است
عمل كرده باشد. اگر قوم حضرت موسى پس از آن كه دلايل كافى براى آنان آورده شد، يك امر محال عقلى را درخواست نمىكردند، صاعقه آنان را به خاطر ستمى كه روا داشتند، فرا نمى گرفت.
چهارم: محال نيست اگر بگوييم: اين كه مخلوقات نمىتوانند خداوند را در دنيا ببينند، به خاطر مصلحت آنان است و خداوند از اين مصلحت آگاه است و از اين رو، ديدن را ناپسند دانسته و مذمّت نموده است.
ردّ اين پاسخ: اين سخن صرفاً يك مغالطه و احتمال سفسطه آميز است و با حقيقتى كه از اطلاق آيات به ذهن تبادر مىكند، تعارض دارد و گويا فخر رازى فلسفه خود را بر ظاهر كتاب و سنّت و ديگر الفاظ محاورهاى عرب ترجيح داده است. خداوند از ما و از او درگذرد.[١]
د- وَلَمَّا جَاء مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِن انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ موسَى صَعِقًا وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ.[٢]
[١] - كلمه حول الرؤيه: ٢٢- ٢٠، چاپ نجف. مراجعه شود به اشكالات فخر رازى در تفسير الكبير كه شرف الدين آنها را ذكر كرده و به آنها پاسخ داده است.
[٢] - اعراف: ١٤٣.