در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٤٤ - عوامل پيدايش نظريه ديدن خداوند
نَاظِرَةٌ[١] را به ديدن قلبى و مانند آن تأويل نكند، به ناچار بايد در آيه: لَّا تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ قايل به تأويل شود و بگويد: خداوند با چشمى غير از اين چشم ديده خواهد شد. حال چرا ما تأويلى كه محال است و عقل آن را نمىپذيرد، انتخاب كنيم و تأويل معقول و موافق با قرآن و سنّت را رها كنيم؟!
اين همان معناى جمود و انعطاف ناپذيرى در ظاهر الفاظ و يك گرايش سطحى خشك در تفسير متون است، گذشته از آن كه اسلام ما را از (اصل) تأويل باز نداشته، بلكه تأويل كيفى را كه از غير اهل فن و غير متخصّص صادر شود و بر پايه اظهار نظر شخصى و قياس باشد، منع نموده است، نه تأويلى كه از سوى كارشناس و اهل فن به كار رفته و بر طبق موازين و معيارهاى صحيح باشد كه در ابتداى بحث به اين نكته اشاره كرديم اهل حديث هر چند بر تمسّك به ظاهرهاى لفظى اصرار ورزند، امّا هيچ يك از آنان نمىتواند ادّعا كند كه در همه مسائل اسلام از اوّل تا آخر، مىتواند از تأويل اجتناب كند؛ زيرا در بسيارى از ظواهر قرآنى، چارهاى جز تأويل نداريم.
[١] - قيامة( ٧٥): ٢٣- ٢٢.