در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٦ - دلايل گرايش قايلان به تجسيم و ديدن خداوند

شود و شايسته صفاتى مى‌گرديد كه مخلوقاتى مانند او دارند؛ از اين رو، و نيز با توجّه به اين كه ضرورتى ندارد قديم (خداوند) حادث باشد و حادث قديم باشد؛ بنابراين، ثابت مى‌شود كه قديم نمى‌تواند مركّب باشد.

دليل ديگر براين مطلب اين است كه: اگر قديم داراى اجزاى تركيب يافته بود، لازم مى‌آمد كه اين اجزا قائم به خويشتن و مستقل باشند و هركدام داراى صفاتى باشند و هر يك از اجزاى آن به تنهايى، يا عالم و قادر وحى مى بود و يا چنين نبود، پس اگر تنها يك جزء داراى اين صفات باشد، لازم مى‌آيد كه همين جزء، اله ومعبود و شايسته شكر باشد، نه ساير اجزا. اين امر موجب مى‌شود كه عبادت و شكرگزارى، تنها براى بخشى از قديم واجب باشد، نه براى همه آن و اين به اتّفاق امِّت، كفر است.

و اگر ساير اجزا نيز عالم و قادر وحى باشند، بايد امكان پذير باشد كه هر جزئى به تنهايى فعلى را غير از فعل جزء ديگر انجام دهد و هر جزء اله و معبود براى عمل و آفريده خويش باشد كه اين امر موجب مى‌شود خدايان بسيارى- بيش از خدايان دوگانه، يا سه گانه مسيحيّت- وجود داشته باشند كه هيچ كس به آن قايل نيست.

علاوه بر اين كه: اگر اين چنين باشد، ممكن است اين اجزا از يكديگر سر بتابند و اختلاف پديد آيد؛ مثلًا برخى اجزا مى‌خواهند يك جسم حركت كند، در حالى كه اجزاى ديگر مى‌خواهند ساكن‌