در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٦٥ - مرحله دوم
سؤال را در ذهن محقّق پديد مىآورد: آيا الفاظ اين آيه شريفه آن قدر پيچيده و مبهم است كه زمينه ساز يك جدال فكرى دامنه دار درباره آن مىشود؟
همين سؤال، ما را برآن داشت كه راهى روشن تر و كوتاهتر از راهى كه متكلّمان و مفسّران دو گروه پيمودهاند، پيدا كنيم و بگوييم: استدلال اشاعره به اين آيات، در صورتى كامل است كه آيات، دلالت حتمى و قطعى بر ديدن داشته باشد، به طورى كه احتمال، يا دلالت ديگرى دربارهآنها مطرح نباشد؛ بنابراين، مخالفان اشاعره براى اثبات مطلوب خود، فقط بايد براى آيه يك وجه احتمالى كه با ديدن ناسازگار است، ذكر كنند.
سرّ تفاوت بين اين دو راه اين است كه اشاعره يك امر خلاف معمول؛ يعنى تحقّق ديدن، بدون كيفيّت را ادّعا مىكنند و از اين رو، به يك اثبات قطعى كه احتمال خلاف در آن راه نداشته باشد، نياز دارند. پس اگر مخالفان آنان يك احتمال خلاف بياورند، براى ابطال ادّعاى آنان كافى است و با بطلان اين ادّعا نظريّه طرفداران تنزيه؛ يعنى نفى ديدن خداوند، اثبات مىشود.
پس اصل بر اين است كه هر چه جسم نباشد و كيفيّت نداشته باشد، ديده نمىشود و هر كس برخلاف اين اصل ادّعا كند، بايد دليل بياورد. اگر دليل خود را به گونهاى كه شك و ترديد در آن راه نداشت، اقامه كرد، مدّعاى او ثابت مىشود و اگر دليل او قابل