در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٠٩ - آياتى كه بيانگر نفى ديدن با چشم است
«به مجلس مأمون وارد شدم در حالى كه على بن موسى الرضا (ع) در كنار او حضور داشت. مأمون به ايشان گفت: اى پسر رسول خدا! آيا شما قايل به عصمت پيامبران نيستيد؟ فرمود: آرى. مأمون درباره چند آيه از ايشان سؤال كرد و از جمله گفت: معناى اين قول خداوند:
وَلَمَّا جَاء مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي ....[١]
و چون موسى به ميعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، عرض كرد: پروردگارا! خود را به من بنماى تا بر تو بنگرم، فرمود: هرگز مرا نخواهى ديد ...، چيست؟ چگونه ممكن است موسى كليم الله نداند كه ديدن خداوند متعال امكان پذير نيست؟
امام رضا (ع) فرمود: كليم الله موسى بن عمران مىدانست كه خداوند برتر از آن است كه با چشم ديده شود،[٢] امّا وقتى خداوند عزّوجلّ با او سخن گفت و او را همچون رازدارى به خود نزديك ساخت، به سوى قومش بازگشت و به آنان خبر داد كه خداوند با او سخن گفته و او را به خود نزديك ساخته و با او نجوا كرده است.
[١] - اعراف( ٧): ١٤٣.
[٢] -] به جاى اين عبارت[ در كتاب الاحتجاج آمده است: خداوند، والاتر از آن است كه ديده شود( جلّ أن يرى). و در كتاب العيون آمده: منزّه است. و در نسخه ديگر آن آمده: خداوند، ارجمندتر و عزتمندتر از آن است كه ديده شود.