در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٠٧ - آياتى كه بيانگر نفى ديدن با چشم است

بيانگر امر محال باشد، يا ما را وادار كند امرى كه ذاتاً محال است، بپذيريم؛ بنابراين، اگر در مرحله عقلى مقدّم بر قرآن كريم، ثابت شود كه ديدن خداوند، امرى غيرممكن و محال است- كه آن را اثبات كرديم- بايد هنگام بررسى آيات قرآنى، اين حقيقت (عقلى) را مورد توجّه قرار دهيم تا به اين نتيجه نهايى رسيم كه نمى‌توان اين آيه را حمل بر ديدن كرد؛ زيرا اين امر، ذاتاً غير ممكن است، پس نتيجه، منحصر در نظر قايلين به تنزيه است.

علاوه بر آن، نظر اشاعره در باره امكان ديدن در آخرت، بدون نياز به جهت و جسميّت، امرى خلاف اصل است؛ زيرا اصل بر اين است كه ديده شدن با جسميّت تلازم دارد كه همان نظر قايلين به تنزيه محض است، پس اگر دلالت ظاهرى آيه‌اى مردّد بين اثبات و نفى ديدن باشد، آن كه موافق با اصل است، پذيرفته مى شود، مگر اين كه گزينه مخالف اصل با دليل قطعى ثابت گردد. با توجّه به اين نكته نفى كنندگان ديدن مى‌توانند به آيه مورد بحث استدلال كنند، حتّى اگر احتمال ديگرى نيز در ظاهر آن وجود داشته باشد.

امّا اشاعره تا زمانى كه ظاهر آيه داراى احتمال ديگرى باشد، نمى‌توانند به آن استدلال نمايند بلكه بايد ثابت كنند كه دلالت آيه منحصراً بر مطلوب آنان دلالت مى‌كند، در حالى كه نمى توانند چنين چيزى را اثبات كنند و حدّاكثر مى‌توانند اثبات كنند كه آيه، احتمال رأى آنان را نيز بر مى‌تابد و نمى توانند ثابت كنند كه احتمال ديگرى‌