در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٠١ - آياتى كه بيانگر نفى ديدن با چشم است
«و كسانى كه به لقاى ما اميد ندارند، گفتند: چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند؟ يا پروردگارمان را نمىبينيم؟ قطعاً در مورد خود، تكبّر و سخت سركشى ورزيدند».
اگر ديدن خداوند ممكن باشد، درخواست آن، نافرمانى و سركشى به حساب نمىآيد، به خصوص اگر آن گونه كه قايلين به ديدن مىگويند، بزرگترين و لذّتبخشترين نعمتى باشد كه خداوند به بندگانش ارزانى مىكند.
برخى از بزرگان معتزله براى محال بودن ديدن، اين گونه استدلال كردهاند كه اگر ديدن ممكن بود، درخواست كنندگان آن از موسى مانند كسانى بودند كه به او گفتند:
... وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا ....[١]
«اى موسى! هرگز بر يك (نوع) خوراك تاب نياوريم، از خداى خود براى ما بخواه تا از آنچه زمين مىروياند از (قبيل:) سبزى و خيار و سير و عدس و پياز، براى ما بروياند».
نه صاعقه بر اين افراد فرود آمده و نه عذابى پايينتر از آن بلكه اصلًا اين درخواست آنان اشكالى نداشت.
[١] - بقره( ٢): ٦١.