در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٤٣ - عوامل پيدايش نظريه ديدن خداوند

بدون ترديد جمع كردن بين ظواهر مختلف الفاظ و ايجاد تناسب ميان آنها امرى صحيح و عقلانى است و همه خردمندان در برخورد با چنين مواردى، از آن پيروى مى كنند، امّا تنها برخى از اين جمع بنديها معقول و مورد پذيرش عقل است و اشكالى برآن وارد نمى‌شود. عرف عقلًا نيز چنين جمعى را تأييد مى‌كند. برخى جمعها را عقلًا قبول نمى‌كنند و عقل بر آن اشكالى مشخّص و معيّن وارد مى‌سازد. و برخى جمعها نيز از نظر عقل، محال و غير ممكن است و بحث ما نيز از همين نوع سوّم است؛ زيرا جمع بين جسميّت و ديدن خداوند، از يك سو و نفى كيفيّت و تشبيه از خدا از سوى‌ديگر، امرى ذاتاً محال و غير ممكن است كه بيان آن گذشت؛ بنابراين، چنين جمعى اعتبار ندارد. جمع عاقلانه و صحيح اين است كه از يك سو جسميّت و كيفيّت را نفى كنيم و از سوى ديگر، ديدن قلبى را كه مستلزم تشبيه، تجسيم و كيفيّت نيست اثبات نماييم. معتبر بودن چنين جمعى سزاوارتر است.

و اين كه گفته‌اند: اين جمع تأويل بر خلاف ظواهر قرآنى است، چنين اشكالى نسبت به آن جمع ديگر نيز مطرح است؛ يعنى همان گونه كه تفسير ديدن خداوند به ديدن قلبى، تأويل و خروج از ظاهر قرآن است، قايل شدن به ديدن با چشم نيز تأويل و خروج از آن دسته از ظواهر قرآنى است كه بيانگر نفى ديده شدن خداوند است؛ زيرا اساساً در جمع بين ظواهر مختلف الفاظ، ناگزير بايد بعضى از آنها را تأويل كرد. كسى كه آيه: وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ* إِلَى رَبِّهَا