در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٩ - دلايل گرايش قايلان به تجسيم و ديدن خداوند
اگر بگويند: درست است كه شما اين نامگذارى را واجب و لازم نمىدانيد، امّا چرا امكان آن را رد مىكنيد؟
مىگوييم: عقل، وقوع اين نامگذارى از سوى خداوند متعال را ممنوع، حرام و محال نمىداند، هر چند از نظر لغوى، آن را محال مىداند بلكه نامگذارى به اين نام و ديگر نامهايى كه جزو اسماى الهى نيست را از آن جهت ممنوع مىداند كه ادلّه نقلى از آن نهى كرده است. امّت، اجماع دارند كه عاقل و زيرك ناميدن خداوند جايز نيست، هر چند به معناى كسى باشد كه شايسته اين نامگذارى است؛ زيرا خداوند، عالم است و عقل، حافظه، زيركى و درايت چيزى بيش از علم نيست.
امّا به كار بردن صفتها و نامهايى چون: نور، ماكر،[١] مستهزئ[٢] و ساخر[٣] جايز است؛ چون در ادلّه نقلى آمده است، هر چند از نظر عقل، معانى اين نامها و صفتها در باره خدا درست نيست.
اين مطلب، حاكى از آن است كه معيار نامگذارى براى خداوند اين است كه از راه شرع رسيده باشد.
[١] - نيرنگ كننده.
[٢] - ريشخند كننده.
[٣] - مسخره كننده.