در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٧٥ - ادله عقلى بر محال بودن ديدن خداوند

مورد ديگر اين كه يا كلّ (وجود) خداوند سبحان را مى‌توان ديد، يا بعضى از آن را؛ اگر كلّ (وجود) خدا ديده شود، بدين معناست كه او در محدوده‌اى كه چشم فرا مى گيرد، محصور شده است و اگر بعضى از (وجود) او ديده شود، بدين معناست كه از اجزايى تشكيل شده كه براى موجود بودن، به آنها احتياج دارد و هر دو احتمال با تجسيم سازگاراست، نه با تنزيه.

بنابراين، اشكال اساسى كه اشاعره با آن رو به رو هستند، در حقيقت تلازم ذاتى و تفكيك‌ناپذير بين ديده شدن و جسميّت است كه اگر بتوانند بر آن غلبه كنند، دفع اين وجوه براى آنان امكان‌پذير خواهد بود و اگر از پاسخ به آن عاجز باشند، در دفع اين اشكالات نيز عاجز خواهند بود.

قبلًا گفتيم كه ملازمه بين ديده شدن و جسم بودن، امرى است كه هيچ يك از عقلا نمى‌توانند آن را انكار كنند و حتّى از نظر اشاعره نيز احتياج به اثبات ندارد بلكه ادّعاى آنان اين است كه اين ملازمه در آخرت گسسته مى‌شود و مؤمنان، پروردگار خود را بدون كيفيّت و جسميّت خواهند ديد، اين ادّعا را از جهت امكان اقامه دليل براى آن بررسى كرديم و گفتيم كه نمى‌توان هيچ گونه دليل عقلى براى آن اقامه كرد؛ زيرا ادلّه عقلى اى كه اشاعره براى آن آورده‌اند، خود ادّعاهاى ديگرى است كه نيازمند اثبات است و دليل حقيقى نيست و