در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٣٨ - عوامل پيدايش نظريه ديدن خداوند
بيهقى از ابو داوود طيالسى نقل كرده است كه: سفيان ثورى، شعبه، حماد بن زيد، حماد بن سلمه، شريك و ابو عوانه قايل به تجسيم و تشبيه نيستند. آنان اين احاديث را نقل مىكنند و نمىگويند: چگونه. ابو داوود گفته است اين همان قول ماست. بيهقى نيز گفته است: بزرگان ما اين نظر را داشتهاند.
لالكائى از محمّد بن حسن شيبانى نقل كرده است كه: همه فقهاى شرق و غرب در ايمان به قرآن و احاديثى كه افراد مورد اعتماد از پيامبر اكرم (عليهما السلام) درباره صفات پروردگار آوردهاند، اتّفاق دارند. آنان اين احاديث را بدون تشبيه و تفسير ذكر كردهاند و هركس كه چيزى از آنها را تفسير كند و قايل به نظر جهم شود، از دين پيامبر و سيره اصحاب بيرون رفته و از جماعت (مسلمانان) جدا گرديده است؛ زيرا خداوند را با صفت هيچ و عدم توصيف كرده است.
از وليد بن مسلم نقل شده است كه: از اوزاعى و مالك و ثورى و ليث بن سعد درباره احاديثى كه صفات خداوند در آنها آمده است سؤال كردم، گفتند: آنها را همان گونه كه رسيده است، بدون چگونگى و كيفيّت بپذيريد و از آن جا بگذريد.
ابن ابى حاتم در كتاب مناقب الشافعى، از يونس بن عبدالاعلى آورده است كه: شنيدم شافعى مىگفت: خداوند، اسما و صفاتى دارد كه هيچ كس نمىتواند آنها را انكار كند و هركس پس از اقامه حجّت و برهان، با آنها مخالفت كند، كافر است، امّا قبل از آن، عذر نادانى او پذيرفته مىشود؛ زيرا علم به اين امور، نه با عقل به دست