در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٣٦ - عوامل پيدايش نظريه ديدن خداوند

كردند كه كيفيّت را از خداوند نفى مى‌كرد، امّا با اين حال، آنان به قول اوّل خود پايبند بودند و تنها جهت و كيفيّت را از خداوند نفى كردند.

آنان با اين كار، تلاش كردند كه از اين طريق، بين ظواهر مختلف قرآنى، جمع كنند و به همين جهت تأكيد كردند كه ما به اعضاى خداوند اعتقاد داريم، امّا نه آن گونه كه مى‌دانيم و مى‌فهميم؛ بنابراين، آنان بين دو مشكل قرارداشتند؛ تشبيه و تجسيم از يك سو و مخالفت با ظاهر آيات قرآن از سوى ديگر و بدين جهت راه وسط ميان دو اشكال؛ يعنى تمسّك به همه ظواهر و نفى كيفيّت از آنها را برگزيدند و با گذشت زمان، اين نظريّه مورد قبول اهل سنّت قرار گرفت.

ابن حجر عسقلانى در كتاب فتح البارى گفته است:

«ابو القاسم لالكائى در كتاب السنه از حسن بصرى به نقل از مادرش آورده است كه:

«امّ سلمه گفت: استوا[١] مجهول نيست و كيفيّت‌


[١] - اشاره اى است به آيه ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ- م.