در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٣٣ - عوامل پيدايش نظريه ديدن خداوند

«علّامه دانشمند كه يهودى بود وپس از وفات پيامبر، اسلام آورد و در زمان عمر، از يمن به مدينه آمد و با اصحاب محمّد (عليهما السلام) معاشرت مى‌نمود و از كتابهاى اسرائيلى براى آنان صحبت مى‌كرد و امور عجيب و شگفت انگيزى را از حفظ داشت ... ابو هريره، معاويه و ابن عبّاس از او حديث نقل كرده‌اند كه چنين امرى كه از نوع روايت كردن صحابى از تابعى است، غير معمول و استثنايى است. همچنين اسلم مولى عمر وتبيع الحميرى- پسر همسر كعب- و نيز تعدادى از تابعين مانند عطاء بن يسار از او حديث نقل كرده‌اند و در سنن ابن داوود، ترمذى و نسائى، رواياتى از او آمده است».[١]

ذهبى در جايى ديگر او را از گنجينه‌هاى دانش، معرّفى كرده است.[٢]

او بود كه ميان مسلمانان اين تفكّر را كه: «خداوند متعال، سخن گفتن و ديدن را بين موسى (ع) و محمّد (عليهما السلام) تقسيم كرده»[٣] رواج داد[٤] و بدين وسيله نظريّه «ديده شدن خداوند» را نزد آنان بنا نهاد.

از شواهد تاريخى- كه به برخى از آنها اشاره كرديم- و رواياتى كه بيانگر اعتراض عايشه و ابن عبّاس به اين مسأله است، چنين به‌


[١] - سيرة اعلام النبلاء: ٣/ ٤٨٩.

[٢] - تذكرة الحفاظ: ١/ ٥٢.

[٣] - يعنى موسى با خدا سخن مى‌گفت و محمّد خدا را مى‌ديد( مترجم).

[٤] - شرح نهج البلاغه: ٣/ ٢٣٧.