در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٣١ - عوامل پيدايش نظريه ديدن خداوند
بپردازيم، امّا قبل از آن بايد بپذيريم كه نفس انسان طبيعتاً به مادّه و پديدههاى مادّى، گرايش دارد و حقايق مجرّد و ماورايى را به سختى و تنها از راه اجبار عقلى، به وسيله برهان و دليل قبول مىكند و گاهى ميل و گرايش حسّى او را بر آن مىدارد كه به حقايق مجرّد، لباس مادّى بپوشاند و همين امر منشأ روان شناختى پيدايش بت پرستى در تاريخ و نيز منشأ پيدايش برخى مظاهرات بت پرستى در بعضى از اديان است، مانند انديشه اقانيم ثلاثه و اين ادّعا كه مسيح (ع) پسر خداست! معناى نفسانى تفكّر تجسيم و ديده شدن خداوند نيز در همين راستاست. در مقابل نيز براى دفاع از توحيد خالص و ناب و زلال در برابر هرگونه شائبه مادّى بودن، به شدّت بر تنزيه تأكيد شده و همه شكلها و مراتب تجسيم رد شده است.
جنبه روان شناختى اين مسأله به بحث ما مربوط نمىشود و در نتيجه در چهارچوب بحث از عواملى كه به ظهور نظريّه ديده شدن خداوند در جامعه اسلامى انجاميد، قرار نمى گيرد؛ زيرا ماهيّت كلامى اين بحث، ما را بر آن مى دارد تا از عواملى كه ابزارهاى استدلالى اين نظريّه را در اختيار گروهى از دانشمندان مسلمان قرار داد، جستجو كنيم و عامل غير مستقيم را كه يك فضاى روانى عمومى براى همه انسانها به شمار مىرود، كنار بگذاريم.
بر اين اساس، مىتوان گفت: پيدايش اين نظريّه ناشى از دو عامل اصلى است:
١- نقش منفى اهل كتاب در صدر اسلام.