در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٧٢ - مرحله دوم
ثابت كنند كه ديدن درآخرت، ديدن با چشم است، نه با قلب، در حالى كه چنين امرى براى آنان غير ممكن است؛ زيرا هيچ يك از آياتى كه ادّعا كردهاند بر ديدن دلالت مىكند، به (ديدن با) چشم اشارهاى نكرده است و با فقدان چنين اشارهاى، چگونه مىتوانند ديدن با چشم را اثبات و ديدن قلبى را نفى كنند؟
از مجموع مباحث مطرح شده در هر دو مرحله به دست مىآيد كه: عقل و نقل هر دو از اثبات ديدن خداوند با چشم در روز قيامت، عاجز و ناتوان هستند و به همين جهت است كه معتزله و اماميّه نظريّه تنزيه را منحصر به خودشان مىدانند و ادّعاى اشاعره درباره تنزيه را نمىپذيرند؛ زيرا براى قايل بودن به تنزيه كافى نيست كه جسم بودن خداوند را لفظاً نفى كنند بلكه بايد به لوازم عقلى مترتّب بر اين نفى، پايبند باشند. اگر شخصى جسميّت را نفى كند، امّا لوازم آن را نفى نكند، در واقع جزء مُجَسِّمه است، هر چند قول آنان را رد كند و بر آن پافشارى نمايد و قلباً نيز آن را مردود بداند. چنين شخصى در حقيقت جزو آنان است؛ زيرا در مسأله ديدن خداوند، دو احتمال مطرح است يا تجسيم، يا تنزيه و احتمال سوّمى كه بين اين دو باشد، وجود ندارد و در واقع هم، چنين احتمال متوسّطى ممكن نيست و از اين رو، مُجَسِّمه به ديدن خداوند اعتقاد دارند؛ زيرا خدا از ديدگاه آنان يكى از اجسام است و اگر جسم نباشد، ديدن او ممكن نيست. آنان آياتى را كه- به نظر آنها- دلالت بر ديدن مىكند، از جمله دلايل جسميّت خدا به حساب آوردهاند.