در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٦٦ - مرحله دوم

ترديد باشد، گويا اصلًا دليلى نياورده است و خواسته است ادّعاى خود را با ادّعا اثبات كنند (نه با دليل).

فلاسفه مى‌گويند: «اگر احتمال پيش آيد، استدلال باطل مى‌شود (اذا جاء الاحتمال، بطل الاستدلال)» و با باطل شدن استدلال، به اصل باز مى‌گرديم كه همان امكان ناپذيرى ديدن خداوند است.

با اين روش، مى‌توانيم بحث و نزاع بين دو طرف را كوتاه كنيم؛ زيرا اشاعره هر چقدر به اين آيات استناد كنند، باز نمى‌توانند ادّعا كنند اين آيات، معناى ديگرى غير از ديدن با چشم را بر نمى تابد. نهايت چيزى كه مى‌توانند ادّعا كنند اين است كه در اين آيه ديدن با چشم، احتمال ارحج و قابل قبول‌تر است، امّا اين قول، به خودى خود براى اثبات ديدن چشم، كافى نيست و نمى‌توان گفت: آنان دليل قرآنى اقامه كرده‌اند؛ زيرا چند احتمال مخالف با آن وجود دارد، البتّه ما در اين جا براى مدارا و پرهيز از سختگيرى، آنها را احتمال به حساب مى‌آوريم وگر نه طرفداران تنزيه محض، فقط آنها را معناى درست و مورد نظر آيات مى‌دانند.

در آيه اوّل، احتمال دارد منظور از وُجُوهٌ يَوْمَئِذ نَّاضِرَةٌ* إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ انتظار رحمت فضل و ثواب خداوند باشد و شواهد قرآنى و لغوى بسيارى اين مطلب را تأييد مى‌كند كه نگاه كردن با ديدن، ملازم نيست بلكه گاهى اين دو با يكديگر همراه هستند و گاهى نيز جداى از هم هستند؛ زيرا نگاه كرد؛ يعنى چشم و نگاه خود را به سوى يك شى‌ء گرداند، چه آن را ببيند، يا نبيند.