در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٧٤ - ادله عقلى بر محال بودن ديدن خداوند

ادلّه عقلى بر محال بودن ديدن خداوند

براى اثبات محال بودن ديدن خداوند متعال، به امور بسيارى استدلال شده است كه همگى، وجوه و بيانهاى مختلفى از يك امر واحد هستند كه عبارت است از:

«تلازم ذاتى وجدايى ناپذيرى بين ديده شدن و جسميّت».

جسم بودن، با واجب الوجود بودن، منافات دارد و محال است كه واجب الوجود، جسم باشد؛ زيرا جسم به اجزاى خود و نيز به مكانى كه در آن قرار داشته باشد، نياز دارد و اين به معناى نيازمندى (فقر) و محدوديّت اوست، در حالى كه واجب الوجود، ضرورتاً بايد بى نياز و بى نهايت باشد؛ بنابراين، ضرورى است كه واجب الوجود جسم نباشد و در نتيجه قابل ديدن و مرئى نباشد، پس همه وجوه عقلى ذكر شده براى اثبات محال بودن ديدن، در اصل، به «تلازم ديده شدن با جسميّت برمى‌گردد».

برخى از اين وجوه، عبارتنداز: تنها اشيايى را مى‌توان با چشم ديد كه در جهت و مكانى مقابل بيننده قرار داشته باشند. و شيئى كه با چشم ديده شود، مى‌توان با حدقه چشم به آن اشاره كرد، در حالى كه تنها به چيزى كه جسم باشد، مى‌توان اشاره كرد و براى ديدن با چشم، بايد شعاعى بين بيننده وشى‌ء مرئى وجود داشته باشد كه اين يكى از ويژگيهاى اجسام است.