در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٤١ - عوامل پيدايش نظريه ديدن خداوند

همان عقيده پيروان سلف (گذشتگان) است؛ زيرا دليل قطعى داريم كه اجماع امّت حجّت است و اگر تأويل كردن ظاهر آيات، امرى لازم بود، بايد گذشتگان بيش از فروع دين به آن توجّه مى‌كردند، امّا از آن جا كه عصر صحابه و تابعين و همچنين عصر سوّم؛ يعنى عصر فقها مانند: ثورى، اوزاعى، مالك، ليث و ديگران و نيز ائمّه‌اى كه پيرو آنان بوده‌اند، به خوددارى از تأويل سپرى شده است، ما نيز از همين رأى پيروى مى‌كنيم».[١]

عبدالبرّ همچنين گفته است:

«بيهقى مى‌گويد: بالا رفتن سخنان پاك (الكلم الطيّب) و صدقه پاك به معناى قبول شدن آن است و عروج ملائكه به سوى منزلهاى آنها در آسمان است، امّا منظور از (صعود) به سوى خدا، همان است كه گذشتگان معنايش را به خدا واگذار كرده‌اند و ائمّه بعد از ايشان، قايل به تأويل شده‌اند.

ابن بطّال مى‌گويد: هدف بخارى در اين باب، ردّ نظر جهميه است كه قايل به تجسيم هستند و به ظاهر اين عبارتها تمسّك كرده‌اند، در حالى كه ثابت شده است خداوند جسم نيست، پس به مكانى كه در آن جاى گيرد، نياز ندارد. خدا وجود داشت در حالى كه مكانى وجود


[١] - فتح البارى: ١٣/ ٤٠٧- ٤٠٦، چاپ دار المعرفه.