در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٤٠ - عوامل پيدايش نظريه ديدن خداوند

گوييم چطور و چگونه؟ مالك و ابن عيينه و ابن مبارك نيز آنها را بدون كيفيّت پذيرفته‌اند و علماى اهل سنّت و جماعت، اين قول را قبول دارند، امّا جهميه آن را انكار كرده‌اند و گفته‌اند: چنين قولى تشبيه است. اسحاق بن راهويه (در پاسخ آنان) گفته است: در صورتى تشبيه است كه گفته شود: خداوند دستى مانند ديگر دستها وگوشى مانند ديگر گوشها دارد.

او در تفسير سوره مائده گفته است: بزرگان و ائمّه اهل سنّت از جمله ثورى، مالك و ابن عيينه گفته‌اند: اين احاديث را بدون تفسير و تأويل مى‌پذيريم.

ابن عبدالبرّ گفته است: اهل سنّت بر قبول كردن صفاتى كه در قرآن و سنّت آمده است، اجماع و اتّفاق دارند و از چگونگى و كيفيّت هيچ يك از آنها سخن نگفته‌اند. امّا جهميه، معتزله وخوارج گفته‌اند: هركس آنها را بپذيرد، قايل به تشبيه شده است؛ از اين رو، اهل سنّت اين سه گروه را معطّله ناميده‌اند.

امام الحرمين در الرسالة النظامية گفته است: شيوه علما در (برخورد با) ظاهر آيات، متفاوت است؛ برخى به تأويل آنها معتقدند و در آيه‌هاى قرآن و روايات صحيحه به تأويل رو آورده‌اند، ولى پيشوايان گذشته از تأويل خود دارى كرده‌اند و ظاهر آيات را به موارد آن اختصاص داده‌اند و معناى آنها را به خداوند متعال واگذار نموده‌اند. نظرى كه ما مى‌پذيريم و در مورد خداوند بدان معتقديم،