در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٧ - دلايل گرايش قايلان به تجسيم و ديدن خداوند
باشد؛ بنابراين، در هنگام اختلاف و سرپيچى برخى اجزا، يا خواسته برخى كاملًا انجام مىگيرد، يا اصلًا انجام نمىشود، يا بخشى از آن انجام مىشود كه در اين صورت، برخى از اجزا عاجز و ناتوان خواهند بود و بنابر آنچه در اثبات واحد بيان كرديم، حكم به حادث بودن آنها مىشود، درحالى كه آفريدگار عالم و حتّى هيچ جزئى از آن نمىتواند حادث باشد؛ بنابراين، مركّب بودن خداوند، محال است.
اگر بگويند: پس به همين ترتيب بايد اختلاف بين اجزاى انسان را- اگر هر جزء، قدرت و ارادهاى غير از قدرت و اراده اجزاى ديگر آن انسان، اعمال كند- امكان پذير بدانيد.
به او گفته مىشود: وقوعچنين امرى، واجب و ضرورى نيست. همچنين اختلاف بين دو (موجود) زنده حادث كه با دو اراده عمل مىكنند، ممكن نيست و محال است فعل هر يك از آنها از محدوده قدرت خود فراتر رود، در حالى كه اختلاف بين دو فعل در صورتى تحقّق مىيابد كه قلمرو و محلّ آن دو، يكى باشد؛ بنابراين، آنچه سؤال گرديد، ضرورى نيست.
اگر بگويند: چرا نمىپذيريد كه خداوند سبحان جسم باشد، امّا نه مانند ساير اجسام، همان گونه كه به عقيده شما خداوند شىء است، امّا نه مانند ساير اشياء؟
در جواب او مىگوييم: زيرا كلمه شىء براى يك جنس خاص و نيز براى بيان تركيب وضع نشده است؛ بنابراين، ممكن است شيئى