در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٨٩ - آياتى كه بيانگر نفى ديدن با چشم است
فخر رازى در تفسير اين آيه از سوره انعام، سخن عجيبى گفته است. او پنداشته است كه اشاعره براى امكان ديدن خداوند و اين كه مؤمنان در روز قيامت او را مىبينند، به اين آيه استدلال كردهاند.
او دركلامى طولانى، نامفهوم و تكلّف آميز، چهار وجه از وجوه استدلال به اين آيه را از قول اشاعره نقل كرده است و هر كس بخواهد از نادرستى و ياوگى اين سخن آگاه شود، بايد به عبارت او مراجعه كند؛ چرا كه شنيدن كى بُوَد مانند ديدن.
خلاصه اين چهار وجه عبارت است از:
وجه اوّل: خداوند در آيه: لَّا تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ خود را مدح كرده است و تنها در صورت امكان پذير بودن ديدن خداوند عزّوجلّ، اين مدح بجا و مناسب است؛ يعنى خداوند (با وجود امكان ديدن) با قدرت حيرت انگيز خود مردم را از آن، بازداشته است و چنين قدرتى شايسته مدح است، امّا اگر ديدن خدا به خودى خود، محال و غير ممكن مىباشد جايى براى ستايش و مدح نيست بلكه چنين مدحى، ناپسند است و برازنده حكيم نيست؛ زيرا ديده نشدن خداوند، مانند ديده نشدن شىء معدوم، مزّه، بو، اراده و قدرت است، چنين امورى هر چند قابل ديدن نيستند، امّا نمىتوان لَّا تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ را مدحى براى آنان به شمار آورد؛ بنابراين، آيه بيانگر اين است كه ديدن خداوند ذاتاً ممكن است.