دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤١ - جعفر بن منصور الیمن
جعفر بن منصور الیمن
نویسنده (ها) :
ویلفرد مادلونگ
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جَعْفَرِبْنِمَنْصورِالْیَمَن، ابوالحسن، عالم و مفسر اسماعیلی فاطمی. جعفر فرزند بنیانگذار جامعۀ اسماعیلی یمن، حسن بن فرج بن حوشب کوفی، مشهور به منصورالیمن بود. از زندگی او جز اندکی دانسته نیست. اگر کسی که قاضی نعمان در کتاب افتتاح الدعوۀ خود از او به عنوان شاهدِ عینیِ حرکت داعی ابوعبدالله شیعی از عدن لاعۀ یمن در ٢٨٠ق / ٨٩٣ م یاد کرده است، این جعفر باشد، پس وی ظاهراً در حوالی سال ٢٧٠ق / ٨٨٣ م به دنیا آمده بوده است و در این صورت هنگام تألیف کتاب تأویل الزکاة خود (به احتمال قوی: ٣٦٤ق / ٩٧٥م)، بیش از ٩٠ سال داشته است.
ابوالحسن منصور، برادر جعفر، پس از آنکه پدرشان در ٣٠٢ق / ٩١٤م درگذشت، بر سر رهبری جامعۀ اسماعیلی یمن با داعی عبداللهبنعباس شاوری اختلاف و درگیری پیدا کرد، و چون دربار فاطمی در مغرب از شاوری پشتیبانی میکرد، ابوالحسن سرانجام شاوری را کشت و از کیش اسماعیلی ارتداد جست. اما جعفر به نهضت فاطمی وفادار ماند، و در دورۀ حکمرانی القائم بامرالله (٣٢٢-٣٣٤ق / ٩٣٤-٩٤٦م)، دومین خلیفۀ فاطمی، به مغرب مهاجرت کرد. در رجب ٣٣٣ / مارس ٩٤٥، او در مهدیه شاهد سرکوب شورش ابویزید خارجی به دست فاطمیان بود، و از آن رویداد، در شعری به بزرگی یاد کرد. وی در لشکرکشیهای منصور، جانشین قائم، برضد شورشیان شرکت جست و شعرهایی در وصف پیروزیهای فاطمیان سرود (استرن، ١٤٦-١٥٢؛ ادریس، ٥ / ٤٤، ٢٠٦، ٢٧٤، ٣١٩، ٣٢٩).
وی در اوایل حکمرانی المعزلدینالله (٣٤١-٣٦٥ق / ٩٥٢-٩٧٦م) در منصوریه، پایتخت جدید فاطمیان، خانهای در نزدیکی قصر داشت. چون نمیتوانست وام این خانه را بپردازد، به او فشار آوردند که آن را به بستانکار واگذارد؛ اما معز پادرمیانی کرد و دستور داد وام او را تأدیه کنند، و از خدمات جعفر و پدرش به جنبش فاطمیان قدردانی کرد (جوذری، ١٢٦-١٢٧). هنگامی که در ٣٦١ق / ٩٧٢م، معز به قاهره عزیمت کرد، نام جعفر در زمرۀ رجال و بزرگانی که او را همراهی میکردند، نبود؛ از این رو، تصور میشد که وی پیش از این تاریخ درگذشته بوده است. اما شواهد موجود در کتاب تأویل الزکاة او نشان میدهد که وی تا ٣٦٤ق هنوز زنده بوده است.
جعفربنمنصور الیمن بعد از قاضی نعمان پر اثرترین نویسندۀ موثق اسماعیلی در آغاز دورۀ فاطمیان است (مادلونگ، ٥٠). زندگینامۀ (سیرۀ) خودنوشتِ پدرش ــ که او آن را ویراسته بود ــ ظاهراً منبع عمدۀ قاضی نعمان در نوشتن شرح دعوت اسماعیلی در یمن در کتاب افتتاح الدعوة بوده است. گمان میرود که اثر خود جعفر از مدتی پیشتر رسماً از سوی فاطمیان ممنوع اعلام شده بود. از این رو، قاضی نعمان بدون ذکر نام نویسنده از کتابِ یادشده نقل قول میکند. اقتباسات و نقل قولهای دیگر از این کتاب به صورتی تفسیرگونه در جلدهای ٤ و ٥ عیون الاخبار ادریس عماد الدین آمده است (حمدانی، «مأخذ ... »، ٦٧؛ نک : هالم، «سیره ... »، ١٠٩-١٣٥).
چنین مینماید که کتاب العالم و الغلامِ جعفر نیز مربوط به پیش از عصر فاطمی است. این کتاب داستان تشرّف جوانی را به کیش اسماعیلی حکایت میکند، و امکان دارد که مبتنی بر اثری از منصورالیمن، یا فراهمآمده از روی یادداشتهایی از او بوده باشد (مجدوع، ١٣٤-١٣٥؛ پوناوالا، ٧٦).
کتابهایی که جعفر در مغرب تألیف کرده است، عمدتاً ــ اما نه منحصراً ــ اختصاص به «تأویل» یا تفسیر باطنی قرآن دارد. کتاب الکشف او شامل ٦ رسالۀ تأویلی است، و از قرار معلوم از یمن آورده شده، و وی آنها را در زمان خلافت قائم تصحیح و تهذیب کرده است (ویراستۀ استروتمان، لندن، ١٩٥٢م؛ ویراستۀ م. غالب، بیروت، ١٩٨٤م) (هالم، «جهانشناسی ... »، ١٦٩).
در دستهای از آثار که شامل تأویلهای خود جعفر است، سلسلهمراتب دعوت با همان اصطلاحات و کلمات مأنوس پیشین توصیف شده، اما از عقیدۀ جهانشناسی اسماعیلی ذکری بهمیان نیامده است. این آثار که به احتمال قوی در دورۀ خلافت منصور نوشته شده، عبارت است از: الشواهد و البیان؛ الفرائض و حدود الدین؛ الرضاء فی الباطن؛ و شرح دلالت حروف المعجم یا رسالة تأویل حروف المعجم.
کتاب الفرائض و حدود الدین دربر دارندۀ متن نامهای است که نخستین خلیفۀ فاطمی، المهدی به جامعۀ اسماعیلی یمن دربارۀ توالی امامان در دورۀ پیش از عصر فاطمی، یعنی دورۀ ستر، فرستاده است. دربارۀ اثرات و تبعات تاریخی این نامه بارها بحث و گفتوگو شده است. این نامه را ح. ف. حمدانی تحت عنوانِ «شجرۀ خلفاء فاطمی» (نک : مل ( بررسی و چاپ کرده است، و ع. حمدانی و ف. دوبلوا آن را زیر عنوان «تحلیل مجدد نامۀ مهدی»، ١٧٣-٢٠٧) باز بررسی کردهاند (مجدوع، ١٣٨، ١٨٧، ١٩٠؛ پوناوالا، ٧٣-٧٤).
عنوان کتاب الفرائض و حدود الدین با محتویات آن نمیخواند، و احتمال دارد که بخشهای مربوط به فرائض و حدود بعداً از آن حذف شده باشد. قسمتهایی از تأویلهای مندرج در آن نیز با بخشهایی از الشواهد و البیان یکسان است.
کتابهای تأویل سورة النساء، سرائر النطقاء، اسرار النطقاء، و تأویل الزکاة او که در آنها مفاهیم جهانشناسی اسماعیلی به کار رفته است، احتمالاً از دورۀ خلیفه معزّ است. تأویل سورة النساء ظاهراً بخشی از کتاب بزرگتری بوده است که مؤلف در تأویل الزکاة از آن به نام کتاب اصول الدین فی معرفة التأویل یاد میکند. سرائر النطقاء و اسرار النطقاء هر دو شامل تأویل یا تفسیر باطنی داستانهای پیامبران از حضرت آدم(ع) تا محمد بن اسماعیل است. این دو کتاب را مصطفێ غالب با هم زیر عنوان سرائر و اسرار النطقاء به سال ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م در بیروت به چاپ رساند. اسرار النطقاء بخشی دربارۀ فرقههایی که بعد از رحلت امام جعفر صادق(ع) پدید آمدهاند، دارد و در آنجا آمده است که ١٢٠ سال از زمان درگذشت امام حسن عسکری(ع) سپری شده است. ممکن است کاتب بعد از مرگ جعفر بن منصورالیمن بر مدت تاریخ افزوده باشد (مجدوع، ١٩٠، ٢٤٠، ٢٦٠؛ پوناوالا، ٧٢-٧٣).
کتاب الفترات و القرانات را هم گاهی به خطا به جعفربن منصور الیمن نسبت دادهاند، اما این کتاب به صورت فعلیاش از قرن ٦ ق / ١٢م، یعنی متعلق به دورۀ بعد از مرگ خلیفۀ فاطمی الآمر بامرالله است (نک : هالم، «دربارۀ ... »، ٩١-١٠٧).
مآخذ
ادریس بن حسن، عیون الاخبار و فنون الآثار، به کوشش مصطفى غالب، بیروت، ١٩٧٥-١٩٧٦م؛
جوذری، سیرة الاستاد جوهر، بهکوشش م. ک. حسین و م. ا. ح. شعیره، قاهره، ١٩٥٤م؛
مجدوع، فهرست الکتب و الرسائل، به کوشش علینقی منزوی، تهران، ١٩٦٦م، نیز:
Halm, H., «Zur Datierung des ismā‘īlītischen Buches der Zwischenzeiten und der zehn Konjunktionen», Die Welt des Orients, ١٩٧٥, vol. VIII;
id, Kosmologie und Heilslehre der frühen Islmā‘īlīya, Wiesbaden, ١٩٧٨;
id «Die Sīrat Ibn Ḥaušab: Die esmailitisch da‘wa im Jemen und die Fatimiden», Die Wellt des Orients, ١٩٨١, vol. XII;
Hamdani, A., «An Early Source on the Time and Authorship of the Rasā’il Ikhwān al-ṣafā’», Arabica, ١٩٧٩, vol. XXVI;
id, and F. de Blois, «A Re-examination of al-Mahdī’s Letter to the Yemenites on the Genealogy of the Fatimid Caliphs», JRAS, ١٩٨٣;
Hamdani, H. F., On the Genealogy of the Fatimid Caliphs, Cairo, ١٩٥٨;
Madelong, W., «Das Imamat in der frühen ismailitischen Lehre», Der Islam, ١٩٦١, vol.XXXVII;
Poonawala, I. K., Biobibliography of Ismā‘īlī Literature, Malibu, California, ١٩٧٧;
Stern, S. M., «Ja‘far b. Manṣūr al-Yaman’s Poems on the Rebellion of Abū Yazīd», Studies in Early Ismā‘īlīism, Leiden, ١٩٨٣.
ویلفرد مادلونگ