دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٦١ - اسفراینی
اسفراینی
نویسنده (ها) :
علی اکبر ضیائی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِسْفَراینی، ابوالمظفر عمادالدین شاهفور (شهفور) بن طاهر بن محمد(د٤٧١ق/ ١٠٧٨م)،فقیه،اصولی،مفسرومتكلم.ذهبی(١٨/ ٤٠١) و حاجی خلیفه (١/ ٢٦٨) بر خلاف دیگر منابع (مثلاً نک : صریفینی، ٣٩٣؛ ابن عساكر، ٢٧٦؛ سبكی، ٣/ ١٧٥؛ فصیح، ٢/ ١٩٢) نام وی را طاهر و نام پدرش را محمد نوشتهاند و از آنجایی كه تفسیر وی تاج التراجم به تفسیر طاهری نیز معروف است (لازار، ٩٤ ؛ اِته، I/ ١٤٦٥)، برخی گفتهاند كه نام او طاهر، و شاهفور (معرب شاهپور) لقب و شهرت او بوده است (نفیسی، ٢/ ٧٢٧).
اسفراینی از ابن مَحمِش و اصحاب عبدالرحمان بن كیسان معروف به اصم و نیز اصحاب ابو علی حامد بن محمد رفاء حدیث شنید و از آنان روایت كرد و كسانی چون زاهر شحّامی از وی حدیث نقل كردهاند (صریفینی، ذهبی، همانجاها). عبدالغافر فارسی نیز از او اجازۀ نقل حدیث داشته است (صریفینی، همانجا). اسفراینی مدتی طولانی در طوس اقامت گزید و در آنجا مردمان بسیاری از او بهره بردند (داوودی، ١/ ٢١٢). به گفتۀ ابن عساكر (همانجا) وی در این مدت با خواجه نظام الملك روابطی نزدیك داشته است. صریفینی و ذهبی (همانجاها)، اسفراینی را داماد ابومنصور بغدادی دانسته، و او را بسیار ستودهاند.
اسفراینی در فقه،شافعی (ابنقاضی شهبه،١/ ٢٤٥-٢٤٦)،و در علم كلام، اشعری مذهب بود (ابن عساكر، همانجا). وی از ذوق شاعری نیز بیبهره نبود و داوودی (١/ ٢١٣)، ٥ بیت شعر در اخلاقیات از او نقل كرده است. اسفراینی در طوس درگذشت (ذهبی، همانجا).
آثار
تنها دو اثر از اسفراینی بر جای مانده است:
١. التبصیر فی الدین و تمییز الفرقۀ الناجیۀ عن الفرق الهالكین، در ١٥ باب كه به كوشش محمدزاهد كوثری در قاهره (١٣٥٩ق/ ١٩٤٠م) و سپس در بغداد (١٣٧٤ق/ ١٩٥٥م) و در بیروت به كوشش كمال یوسف حوت (١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م) به چاپ رسید. مؤلف در مقدمۀ كتاب به اختصار دربارۀ اعتقادات اهل حق كه به عقیدۀ وی همان اهل سنتند، سخن گفته، و در باب اول به كیفیت پیدایش فرق اسلامی و سپس به اعتقادات فرقههای مختلف چون شیعه، خوارج، معتزله، مرجئه، ضراریه، جهمیه، بكریه، كرامیه و مشبهه اشاره كرده است و در باب سیزدهم عقاید فرقی را كه به گمان وی از اسلام خارجند، بیان نموده، و در باب چهاردهم به مذاهب و اقوام قبل از اسلام چون بت پرستان، سوفسطاییان، دهریان، یهودیان و مسیحیان پرداخته، و در آخرین باب نظر اهل سنت را در مسائل مختلف كلامی بیان نموده، و فضایل آنان را ستوده است.
اسفراینی در این كتاب، فرق غیر اهل سنت را سخت نكوهش میكند و سعی بر آن دارد كه یگانگی آراء محدثان و فقهای اهل سنت را چون شافعی، ابوحنیفه، مالك، اوزاعی، داوود اصفهانی، زهری، لیث ابنسعد و حتی احمدبنحنبل كه اختلافات بسیاری در عقاید و آراء وی با دیگر مذاهب اهل سنت وجود دارد، به اثبات رساند (ص ١٦٤-١٦٦).
٢. تاج التراجم فی تفسیر القرآن للاعاجم. این كتاب از تفسیرهای مهم به زبان فارسی است. مقدمۀ كتاب شامل ٤ فصل است: اندر فضیلت ترجمه كردن قرآن و وجوب آن در برخی احوال؛ اندر اعتقاد اهل سنت و جماعت اندر اصول دیانت؛ اندر معانی اسماء خدا؛ اندر بیان ترجمۀ برخی از صفات وی. مؤلف در تفسیر هر سوره نخست ویژگیهایی چون شمارۀ آیات، كلمات، حروف جزوها، مكی و مدنی بودن و نیز خواص خواندن آن را بیان داشته، سپس ترجمۀ آیات را كلمه به كلمه نوشته، قصص و شأن نزول آنها را با كمال اختصار با عباراتی زیبا و فصیح آورده است (ابن یوسف، ١/ ٧٨).
در تفسیر آیات قرآنی به آراء كعب الاحبار، محمد بن كعب قُرظی، كلبی، مجاهد، عكرمه، ابن عمر، عبدالله بن مسعود، هشام بن عروه، ضحاك، ابوهریره و تقریباً در تمامی صفحات این تفسیر به ابن عباس اشاره نموده است (اته، I/ ١٤٦٥). از آنجایی كه این تفسیر در ٤٧٨ق در مدرسۀ نظامیۀ بلخ نسخهبرداری شده است (ششن، ١/ ٢٩٠)، میتوان احتمال داد كه در بلخ و مدارس علمی آن دیار رواج داشته، و فراوانی دست نوشتههای آن در كتابخانههای جهان، گواه این مدعاست و تفسیر بزرگی كه مورخان (صریفینی،٣٩٣؛ ذهبی، ١٨/ ٤٠١) ازآن یاد كردهاند، نمیتواند جز همین تفسیر تاج التراجم باشد و از گفتۀ عبدالغافر فارسی (صریفینی، همانجا) چنین برمیآید كه این كتاب در سدۀ ٦ق/ ١٢م نیز شهرت داشته است. حُبیش بن ابراهیم تفلیسی (د ٦٢٩ق) در اثر خویش به نام وجوه القرآن فی اللغۀ و التفسیر، از این كتاب به نام تفسیر شابور یاد نموده، و بر آن اعتماد كرده است (محفوظ، ٣٩٨، ٤٠٠) و نیز نویسندۀ كتاب مجمل التواریخ و القصص (تألیف در ٥٢٠ق) به روایتی از كتاب تاج التراجم اشاره نموده، و اسناد آن را درست شمرده است (ص ٤٣٣)؛ اما این كتاب ظاهراً به علت فارسی بودن آن كمتر مورد توجه مفسران بوده است.
كوثری در مقدمۀ كتاب التبصیر (ص ٧) میگوید كه این تفسیر به كوشش برخی از خاور شناسان در ایران به چاپ رسیده است و گویا وی آن را با اثری منسوب به آقا جمال خوانساری بانام تاج التراجم یا موائد الرحمان فی تفسیر القرآن كه در بمبئی به چاپ رسیده، اشتباه كرده است (مركزی، ١/ ٢٦). از این كتاب نسخههای متعددی در كتابخانههای ایران و جهان موجود است (مثلاً نک : دانش پژوه، ١/ ١٦٩؛ استوری، I(٢)/ ١١٩٠).
اسفراینی (ص ١٧٦) كتابی نیز با عنوان الاوسط در اصول عقاید به زبان فارسی داشته است كه اثری از آن در دست نیست.
مآخذ
ابن عساكر، علی، تبیین كذب المفتری، بیروت، ١٤٠٤ق/ ١٩٨٤م؛
ابن قاضی شهبه، احمد، طبقات الشافعیۀ، به كوشش حافظ عبدالعلیم خان، بیروت، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٧م؛
ابن یوسف شیرازی، فهرست كتابخانۀ مدرسۀ عالی سپهسالار، تهران، ١٣١٣- ١٣١٥ش؛
اسفراینی، شاهفور، التبصیر فی الدین، به كوشش محمدزاهد كوثری، قاهره، ١٣٧٤ق/ ١٩٥٥م؛
حاجی خلیفه، كشف؛
دانش پژوه، محمدتقی و بهاءالدین علمی انواری، فهرست كتابهای خطی كتابخانۀ مجلس سنا، تهران، ١٣٥٥ش/ ١٩٧٦م؛
داوودی، محمد، طبقات المفسرین، به كوشش علیمحمد عمر، قاهره، ١٣٩٢ق/ ١٩٧٢م؛
ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و محمد نعیم عرقسوسی، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٤م؛
سبكی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیۀ الكبری، بیروت، دارالمعرفه؛
ششن، رمضان، نوادر المخطوطات العربیۀ فی مكتبات تركیا، بیروت، ١٩٧٥م؛
صریفینی، ابراهیم، تاریخ نیشابور (منتخب السیاق عبدالغافر فارسی)، به كوشش محمدكاظم محمودی، قم، ١٤٠٣ق؛
فصیح خوافی، احمد، مجمل فصیحی، به كوشش محمود فرخ، مشهد، ١٣٣٩ش؛
كوثری، محمدزاهد، مقدمه بر التبصیر (نک : هم، اسفراینی)؛
مجمل التواریخ و القصص، به كوشش محمد تقی بهار، تهران، ١٣١٨ش؛
محفوظ، حسین علی، «آثار حبیش التفلیسی»، مجلۀ مجمع اللغۀ العربیۀ بدمشق، ١٣٩٥ق/ ١٩٧٥م، ج ٥٠، شم ٢؛
مركزی، میكروفیلمها؛
نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران، تهران، ١٣٤٤ش؛
نیز:
Eth E , H., Catalogue of Persian Manuscripts in the Library of the India Office, Oxford, ١٩٠٣;
Lazard, G., La langue des plus anciens monuments de la prose persane, Paris, ١٩٦٣;
Storey, C.A., Persian Literature, London, ١٩٢٧.
علی اكبر ضیائی